تحلیل محتوای کتاب‌های علوم تجربی دوره ابتدایی از منظر شاخص خلاقیت گیلفورد

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22054/soece.2016.8843
چکیده

چکیده پژوهش حاضر به تحلیل محتوای کتاب­های علوم تجربی دوره ابتدایی از منظر شاخص خلاقیت گیلفوردمی­پردازد که در این تحلیل، تکالیف واگرا به عنوان عامل ایجاد خلاقیت تعیین شده و به بررسی میزان آن تکالیف در کتاب­های علوم تجربی دوره ابتدایی پرداخته شده است. این پژوهش یک تحلیل محتوای کمی است که جامعه آماری آن کتاب­های علوم تجربی دوره ابتدایی است. از آن جا که این کتاب­ها دارای 4 بخش علوم زیستی، علوم فیزیکی، علوم زمین و بهداشت بوده لذا از هر یک از بخش­های هر یک از این کتاب­ها یک درس به­طور تصادفی (مجموعاً 20درس) به عنوان نمونه آماری برگزیده شده است. تکالیف واگرا در این نمونه آماری براساس ویژگی­های انعطاف­پذیری، اصالت و سیال بودن کدگذاری شده­اند و برای برآورد پایایی آن از روش ضریب همبستگی بین کدگذاران استفاده شده که این ضریب در هریک از کتاب­های علوم پایه­های اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم به ترتیب برابر با 70/0، 87/0، 86/0، 89/0 و 94/0 برآورد گردیده است. تجزیه و تحلیل داده­های آماری با استفاده از آمار توصیفی (جدول توزیع فراوانی، فراوانی درصدی و فراوانی درصدی تراکمی) انجام شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میزان تکالیف واگرا ارائه شده در هر یک از بخش­های کتاب­های علوم و پایه­های مختلف یکسان نبوده و از نظر سازماندهی طولی نیز دارای نظم مشخصی نمی­باشد و میزان این نوع تکالیف در این کتاب­ها 31/30 درصد بوده و بقیه تکالیف از نوع همگرا می­باشند و در مقایسه پایه­ها با یکدیگر میزان تکالیف واگرای ارائه شده از بیش­تر به کمتر به ترتیب مربوط به پایه­های اول با 5/54، پنجم با 9/30، سوم با 7/30، دوم با 4/29 و چهارم با 5/23 درصد می­باشد.