بررسی رابطه استفاده از هوش مصنوعی با تفکر انتقادی با میانجی‌گری خودآموزی (مورد مطالعه: دانش‌آموزان مقطع متوسطۀ دوم)

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی زبان انگلیسی، دانشگاه فرهنگیان، زنجان، ایران

doi
10.22091/jrim.2025.11934.1171
چکیده

هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری نوین، نقش مهمی در توسعه تفکر انتقادی و خودآموزی ایفا می‌کند. این فناوری با ارائه تحلیل‌های دقیق و شبیه‌سازی سناریوهای مختلف، به یادگیرندگان کمک می‌کند تا مهارت‌های تحلیلی خود را تقویت کرده  و به‌صورت خلاقانه‌تر به حل مسائل بپردازند. همچنین، هوش مصنوعی می‌تواند با ارائه بازخوردهای شخصی‌سازی شده، فرآیند یادگیری را تسریع کند و به یادگیرندگان این امکان را بدهد که در مواجهه با اطلاعات نادرست، تفکر انتقادی خود را به کار گیرند. اما به رغم این اهمیت، اطلاعات اندکی در رابطه با رابطۀ هوش مصنوعی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان در دسترس است و از آنجایی که خودآموزی می‌تواند در این فرایند نقش مهمی داشته باشد. بدین جهت هدف پژوهش حاضر درک رابطۀ استفاده از هوش مصنوعی و  تفکر انتقادی با میانجی‌گری خودآموزی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر رویکرد و روش گردآوری داده‌ها توصیفی و از نوع همبستگی است. نمونۀ پژوهش شامل تعداد 380 نفر از دانش‌آموزان مقطع متوسطۀ دوم شهرستان طارم استان زنجان بود که  به روش تصادفی ساده انتخاب و به وسیلۀ مقیاس‌های مختلف، داده‌هایی از آنان جمع‌آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS27 و PLS4  صورت گرفت. براساس یافته‌ها، استفاده از هوش مصنوعی رابطۀ مستقیمی با بهبود خودآموزی و تفکر انتقادی دارد و هرچقدر که میزان استفاده بیشتر شود، مهارت تفکر انتقادی و خودآموزی نیز ارتقا پیدا می‌کند