فرایند خروج فضاهای جغرافیایی از تک متن گرایی، در جامعه شبکه‌ای (چرخه ها و چرخش‌ها)

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/pg.v4i9.76681
چکیده

فضای جغرافیایی یک تولید اجتماعی و تا حدود زیادی یک درهم ­تنیده ­ی سامان ­مند و معناداری است که نه تنها رو به آینده باز است بلکه جوامع انسانی سعی می‌کنند آن را بر مبنای اهداف و خواسته های خود سامان بخشند. بنابراین فضای جغرافیایی را می­توان یک متنِ تولید شده و معنادار اجتماعی دانست. در فضاهای جغرافیایی فرایندها و قدرت‌های بی‌شمار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... وجود دارد که هر گفتمانی، سعی دارد تا آنها را در راستای اهداف خویش همسو نماید و متن ویژه­ی خود را بیافریند. این نوشتار با روشی تحلیلی ـ منطقی، به دنبال تبیین «چرایی و چگونگی روانه­ شدنِ فضاهای جغرافیایی از تک­ متن­ گرایی به چند­ متن­ گرایی و سرانجام بینامتن­ گرایی در بستر جامعه­ ی شبکه ­ای» است؛ با این پرسش که: «چه چیزی فضاهای جغرافیایی را از تک ­متن­ گرایی به چند متن­ گرایی و سپس بینامتن­ گرایی روانه می­سازد؟ و چگونه؟». نتایج گویای این است که خرد-گفتمان­ ها به کمک شبکه­ های اطلاعاتی ـ ارتباطی جهانی، نامحدود، متکثر، و غیرقابل کنترل توسط گفتمان مسلط، فرصتِ زاده­ شدن و دیده شدن پیدا می‌کنند و با اثرگذاری و واردشدن به چرخه­ی گفتمان مسلط، متن فضاهای جغرافیایی را به سوی چندمتنی و بینامتنی روانه می­کنند. بنابراین، چرخه­ های تک­ گویی- تک ­گفتمانی، چندگویی­ـ چند گفتمانی و گفت­وگویی­- بینا گفتمانی به ترتیب فضاهای جغرافیاییِ تک ­متن، چندمتن و بینامتن را ساخته و پرداخته می­کند.