بررسی رابطه سواد رسانه‌ای و مهارت‌های اجتماعی با میانجی‌گری تفکر انتقادی دانش‌آموزان

نویسندگان

1 استادیار، گروه روان‌شناسی و تکنولوژی آموزشی، دانشگاه بین المللی چابهار، چابهار، ایران

2 دانش‌آموخته دکتری برنامه‌ریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22091/jrim.2025.12101.1185
چکیده

تعلیم‌وتربیت نقش مهمی در افزایش مهارت‌ها ازجمله مهارت‌های اجتماعی دارد. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه سواد رسانه‌ای و مهارت‌های اجتماعی با میانجی‌گری تفکر انتقادی دانش‌آموزان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش‌آموزان دوره اول متوسطه شهرستان ایرانشهر در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که از بین آن‌ها تعداد 200 دانش‌آموز به روش نمونه گیری خوشه‌ای چندمرحله ای به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌های مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، سواد رسانه‌ای فلسفی (1393) و تفکر انتقادی ریکتس (2003) استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی و مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام گرفت.  نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که رابطه مثبت و معنی‌داری بین سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی با نمره کل مهارت‌های اجتماعی و مؤلفه‌های آن وجود داشت (05/0P<). نتایج مدل‌یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل برازش مناسبی داشت و تفکر انتقادی نقش میانجی در رابطه بین سواد رسانه‌ای و مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان داشت )05/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر می‌توان دریافت که سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی نقش اثرات مستقیم و غیرمستقیم معنی‌داری بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان دارد و در برنامه‌های آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد.