بررسی دیدگاه ابن رشد و ابن عربی پیرامون معناشناسی و ضرورت تأویل قرآن کریم
نویسندگان
1 استادیار معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استادیار معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22054/ajsm.2020.37562.1478چکیده
یکی از مسائلی که برخی اندیشمندان در تفسیر آیات قرآن کریم مورد بررسی قرار داده اند، تأویل است. به دلیل کاربرد متعدد واژه تأویل در این کتاب مقدس، بابی در این مورد در آثار اندیشمندان مسلمان گشوده شد که اشتراکات و افتراقاتی به چشم میخورد. یکى از اندیشمندان اسلامی که با ترجمه و شرح آثار ارسطو تأثیر فراوانى در مغرب زمین گذاشته ابن رشد است. وی که به قلم فرسایی در پاسخ به غزالی مشهور است توانست خردورزی در متون مقدس را از راههای گوناگون مانند عقل و نصوص دینی مطرح نموده و یکی از نمونههای آن را تأویلات دینی معرفی میکند. در همان منطقه و مدتی اندک پس از ابن رشد، ابن عربی که اندیشههایی بس عمیق و بنیادین در عرفان مطرح میکند نیز به تأویلات دینی توجه میکند. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی در صدد است اندیشههای ابن رشد و ابن عربی درباره بایستههای اهل تأویل را مورد بررسی قرار دهد. یافتههای بحث عبارت از اشتراک دیدگاه ابن رشد و ابن عربی درباره توجه به باطن برخی متون دینی که به واسطه اهل تأویل شکل میگیرد. اختلافاتی که در روش عقلی و شهودی آنان در تأویل وجود دارد. ابن رشد به فیلسوف به عنوان اهل تأویل اشاره دارد و ابن عربی به عارف به عنوان مصداقی جامع برای تأویل نمودن توجه میکند.