بررسی رابطه فضا و عدالت جنسیتی؛ مطالعه موردی: منطقه 6 شهر تهران

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس تهران

2 دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22067/pg.v3i4.85554
چکیده

شهر  به مثابه یک اکوسیستم جغرافیایی از عناصر و اجزای مختلفِ مصنوعی(کالبد) و طبیعی(انسان) تشکیل شده است. پویایی و حیاط چنین اکوسیستمی نتیجه روابط نظام­مند میان عناصر واجزای هم پیوند خود است. از دیگر سو، فضای شهری میزبان انسان­هایی است که در گستره نیازها و نقش­آفرینی­های آنها، پیوسته عرصه  تصمیم سازی ها و تصمیم گیری­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته و در چنین چرخه فعالی، دائما تولید و­ بازتولید می­گردد. شایان توجه فراوان است که سهم جنسیتی انسان­های شهری در اثرگذاری و اثرپذیری این اکوسیستم جغرافیایی، متفاوت است. این تفاوت و نابرابر بودنِ نقش­آفرینی جنسیتی به عنوان مسأله این پژوهش با مطالعه موردی یکی از مناطق شهر تهران قرار گرفته است. این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی  و با استفاده از اطلاعات کتابخانه­ای و مشاهده و پرسشنامه، به ارائه تحلیلی از جایگاه جنسیت در ساخت فضای شهری و عوامل موثر بر شکل­گیری آن پرداخته است. یافته­های تحقق نشان می­دهد که در منطقه 6 شهر تهران، میزان (احساس) امنیت، کاربری­ها و دسترسی به امکانات شهری برای زنان به طور معناداری نسبت به مردان کمتر است. این عوامل میزان مشارکت شهروندی، میزان رضایت شهروندی و ارتباطات انسانی را برای شهروندان منطقه 6 شهر تهران به ویژه زنان را کاهش داده است. در منطقه مورد مطالعه دیوارنگاری­ها، تبلیغات، مجسمه­ها، تابلوها و علائم به عنوان شاخص­هایی برای سنجش چشم­انداز، جلوه­هایی از جنسیتی بودن فضا و در واقع عدم عدالت جنسیتی را در خود دارند. میزان اثرگذاری همه عوامل بالا در چشم­انداز شهر به ویژه فضاهای عمومی شهری قابل مشاهده است. با توجه به یافته­های تحقق، ایدئولوژی و فرهنگ دو عامل مهم در جنسیتی شدن فضا هستند. محدودیت­هایی که از سوی نهادهای تاثیر گذار بر مدیریت شهری بر فضای شهری منطقه تحمیل شده­اند شامل تفکیک­های اجتماعی بر اساس جنسیت و تفکیک­های فضایی می­شوند. در نتیجه شهر در ارتباط اجتماعی زنان که لازمه تعریف هویت اجتماعی آنان است تهی مانده و این مساله بر کنش اجتماعی آنان تأثیر منفی دارند.