ارتباط سطح مقاومت به بیماری آتشک (Erwinia amylovora) با تنش اکسیداتیو کلروپلاستی و میتوکندریائی در دو رقم گلابی هاروسوئیت و بارتلت
نویسندگان
1 بخش بیوتکنولوژی کشاورزی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 پژوهشکده میوه های معتدله وسردسیری، موسسه تحقیقات علوم باغبانی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
doi
10.22092/spj.2023.360114.1276چکیده
تنش اکسیداتیو ناشی از باکتری بیماری آتشک در گیاه میزبان شامل دو تنش اکسیداتیو کلروپلاستی و میتوکندریائی است و این تنش در نهایت منجر به بروز نکروز در بافتها میشود. این پژوهش با هدف مقایسه سهم دو اندامک کلروپلاست و میتوکندری در ایجاد نکروز بیماری با استفاده از بازدارنده زنجیره انتقال الکترون کلروپلاستی گلوتارآلدهید و میتوکندریائی روتنون در دو رقم گلابی ( بارتلت و هاروسوییت) انجام شد. با توجه به تاثیر نکروززائی دو بازدارنده فوق، در آزمایشهای مقدماتی غلظت بهینه گلوتارآلدهید و روتنون در شرایط درون شیشه تعیین و با توجه به تاثیر یکسان غلظتهای 5 و 10 میلیگرم بر لیتر دو بازدارنده، این غلظتها برای ارزیابی کشت توام باکتری و میزبان مورد استفاده قرار گرفتند. در بررسی اثر متقابل باکتری با ارقام گلابی، ظهور نکروز در رقم حساس بارتلت و متحمل هاروسوئیت به ترتیب 48 و 72 ساعت پس از آلودهسازی مشاهده شد. لیکن استفاده از بازدارنده روتنون و گلوتارآلدهید در هر دو غلظت 5 و 10 میلیگرم بر لیتر، تاخیر در زمان ظهور اولین علائم و کاهش سرعت پیشرفت نکروز را در هر دو رقم به همراه داشت. در رقم هاروسوئیت، تاثیر بیشتر بازدارنده گلوتارآلدهید در غلظت 10 میلیگرم بر لیتر دیده شد. تاثیر بیشتر بازدارنده کلروپلاستی گلوتارآلدهید در شدت بازدارندگی تقریباً یکسان با بازدارنده میتوکندریائی روتنون بیانگر احتمال تاثیر بیشتر زنجیره انتقال الکترون کلروپلاستی در تنش اکسیداتیو حاصل از بیماری آتشک در میزبان بود. علاوه بر این، در رقم حساس بارتلت در شرایط استفاده از بازدارنده میتوکندریائی میزان نزدیکی سرعت پیشرفت علائم نکروز نسبت به شرایط استفاده از بازدارنده کلروپلاستی بیشتر بود که میتواند دلیلی بر نقش موثرترکلروپلاست در تحمل به آتشک در رقم متحمل هاروسوئیت باشد.