اثربخشی روش تدریس مبتنی بر نقشۀ مفهومی بر بهبود حل مسئله و باورهای ضمنی هوش دانشآموزان
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی، گروه علوم تربیتی وتکنولوژی آموزشی، دانشگاه بین المللی چابهار، چابهار، ایران.
2 استادیار،گروه علوم تربیتی و تکنولوژی آموزشی،دانشگاه بین المللی چابهار، چابهار، ایران
3 استادیار، گروه علوم تربیتی و تکنولوژی آموزشی، دانشگاه بین المللی چابهار، چابهار، ایران
4 استادیارگروه علوم تربیتی و روانشناسی،دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22091/jrim.2025.11539.1118چکیده
استفاده از شیوههای مناسب در جهت بهبود مهارتهای شناختی دانشآموزان اهمیت فراوانی دارد؛ بر این اساس هدف این پژوهش بررسی اثربخشی روش تدریس مبتنی بر نقشۀ مفهومی بر بهبود حل مسئله و باورهای ضمنی هوش دانشآموزان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانشآموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایدهی شدند. پس از انجام پیشآزمون، روش تدریس مبتنی بر نقشۀ مفهومی طی 8 جلسه 60 دقیقهای (یک بار در هفته) برای گروه آزمایش اجرا شد. همه شرکت کنندکان قبل و پس از آموزش براساس مقیاس نظریه های ضمنی هوش عبدالفتاح و ییتس (2010) و مقیاس مهارتهای حل مسئله هپنر و پترسن (1982) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که تفاوت معنیداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پسآزمون در همه مؤلفههای حل مسئله و باورهای ضمنی وجود داشت (05/0p<) و آزمودنیهای گروه آزمایش در مرحله پسآزمون از نظریههای افزایشی هوش، کنترل شخصی، اعتماد به حل مسائل و سبک گرایش بیشتر و از نظریههای ذاتی هوش کمتری در مقایسه با گروه کنترل برخوردار شدند. براساس نتایج پژوهش حاضر، روش تدریس مبتنی بر نقشۀ مفهومی تاثیر مثبتی بر باورهای ضمنی هوش و حل مسئله دانشآموزان دانشآموزان دارد و میتوان از این شیوه تدریس برای بهبود مقاصد تحصیلی استفاده کرد.