اثربخشی برنامه آموزش فلسفه برایکودکان بر هویت اخلاقی دختران در تعامل با خودتنظیمی هیجانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی ، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
4 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22091/jrim.2025.11504.1112چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامۀ آموزش فلسفه برایکودکان بر هویت اخلاقی در تعامل با خودتنظیمی هیجانی بود. روش پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش حاضر کلیۀ دانشآموزان دختر دورۀ اول متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بود که تعداد 76 نمونه، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. بدین ترتیب ابتدا بهمنظور غربالگری، پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی برای دانشآموزان پنج مدرسه منتخب اجرا شد. از میان آنها، 36 نفر با نمرۀ خودتنظیمی هیجانی بالا (19 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل) و 36 نفر با نمرۀ خودتنظیمی هیجانی پایین (19 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل) بهصورت تصادفی انتخاب شدند. بسته آموزشی شامل تعدادی داستان ایرانی با مضامین فلسفی از کتابهای مثنوی مولانا و منطقالطیر عطار بود که گروههای آزمایش طی 15 جلسه یک ساعته در معرض آن قرار گرفتند. در این پژوهش، از پرسشنامههای خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان و پرسشنامه هویتاخلاقی آکوئینو و رید استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تکمتغیره و چندمتغیره (عاملی) تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش فلسفه برایکودکان موجب افزایش هویت اخلاقی شد اما سطوح خودتنظیمی هیجانی (بالا و پایین) قادر به تعدیلگری آموزش فلسفه برایکودکان بر هویت اخلاقی نبود.