نقش ساختارهای مدیریتی در ایجاد چالش های هیدروپلیتیک ناشی از انتقال آب در ایران

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه تهران

3 دانشگاه تهران

doi
10.22067/pg.v2i7.66729
چکیده

هیدروپلیتیک بعنوان مبحث مهمی از علم جغرافیای سیاسی که به بررسی نقش آب در رفتارهای سیاسی می­پردازد، شامل رویکردهای مختلف مانند درگیری و همکاری، تقابل و تعامل میان افراد و گروه­ها و تلاش برای اعمال حاکمیت و استفاده انحصاری از منابع آب می­باشد. هیدروپلیتیک ایران در مقیاس ملی، تحت تأثیر سیاست­های ملی و مدیریت منابع آب شکل می‌گیرد. از جمله مهم­ترین گزینه­های مربوط به مدیریت آب در ایران، مسأله انتقال آب از مناطق پرآب به مناطق خشک آن بشمار می­رود. مسأله انتقال آب در ایران صرف نظر از مشکلات اقتصادی و فنی، همواره با پیامدهای اجتماعی و سیاسی گسترده­ای در چارچوب بحران و چالش­های هیدروپلیتیک همراه بوده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوال می­باشد که چگونه انتقال آب در ایران به موضوع و چالشی هیدروپلیتیک تبدیل شده و نقش مدیریت منابع آب در شکل‌گیری آن چگونه است. از آنجایی که آب در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان انفال و سرمایه‌ی ملی تلقی شده، دولت و وزارت نیرو این اختیار را دارند که وارد مقوله بین­حوضه­ای شوند، بنابراین مدیریتی با ساختاری متمرکز در بهره­برداری منابع آب، بدون مشارکت نهادهای محلی شکل گرفته است. همچنین انتقال آب از نواحی دارای توان هیدرولوژیک نسبتاً خوب ایران به مکان­هایی که کمبود آب دارند، بدون در نظر گرفتن ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن، خصوصاً عدم توجه به ناحیه­گرایی جغرافیای سیاسی ایران، منجر به بروز رقابت­های شدید محلی و ناحیه­ای بر سر تصاحب منابع آبی شده و کنش­گری­های سیاسی منفی مردم و مسئولین را شکل داده است. بنابراین این پژوهش با بررسی عوامل هیدروپلیتیک انتقال آب در ایران به این نتیجه می‌رسد که با وجود محدودیت­های بنیادی و کمبود منابع آبی ایران، اولاً ضعف مدیریتی و سیاسست­گذاری­های ملموس و غیرملموس در مدیریت منابع آب، ثانیاً ناحیه­گرایی سیاسی منفی ناشی از عوامل عمده کنشگری­های سیاسی، چالش­های هیدروپلیتیک انتقال آب را شکل داده‌اند و در صورت تداوم این کنشگری­ها و چالش­ها، پیامدهای منفی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و در نهایت امنیتی را در پی خواهند داشت.