وظایف و اختیارت ناجا در پرتو دکترین امنیت انسانی
نویسندگان
1 دکتری حقوق عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران جنوب)، تهران، ایران
2 دانشیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران
3 استاد بازنشستۀ گروه حقوق، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران
doi
10.22106/jlj.2021.131056.3539چکیده
امنیت انسانی به معنای شرایطی است که تحت آن هستۀ حیاتی زندگی انسانها محافظت میشود. در این دیدگاه، اگرچه دولت نقش مهمی در تأمین امنیت دارد، اما باید بهعنوان ابزاری برای تأمین آن باشد، نه موضوع و مرجع امنیت. این دکترین، در وسیعترین مفهوم به معنی «رهایی از نیاز» و «رهایی از ترس» و زندگی همراه با منزلت است و از آنجا که تعریف پذیرفتهشدهای دربارۀ آن وجود ندارد، به مکتب حداقلگرا و حداکثرگرا قابلتقسیم است. مقالۀ پیشرو به بررسی وظایف و اختیارت ناجا با تأکید بر حداقلگرایی امنیت انسانی میپردازد که معتقد است، ثبات پایدار حاصل نمیشود؛ مگر آنکه مردم در برابر تهدیدات خشونتبار، نسبت به حقوق، امنیت یا زندگیشان، حمایت شوند. این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال که «پلیس در فرایند تأمین امنیت شخصی، سیاسی و اجتماعی، چه وظایفی برعهده دارد؟» با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانهای به رشتۀ تحریر درآمده است. بر اساس یافتههای پژوهش، از آنجاکه بر اساس قانون، استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی؛ از عمدۀ مأموریتهای ناجاست؛ ازاینرو، رفع تهدیدات مطرح در مؤلفههای امنیتی مبتنی بر رهایی از ترس، مستقیم و غیرمستقیم در ذیل وظایف او قرار میگیرد. لیکن باید عملکرد پلیس در جهت تحقق این حوزههای امنیتی، منطبق بر فلسفۀ وجودی ناجا و اهداف امنیت انسانی که همانا حفظ امنیت افراد و کرامت آنهاست، بهبود یابد. بر این اساس، تحول در وظایف و اختیارات ناجا که دستاورد و نوآوری تحقیق حاضر نیز بهشمار میرود، نه یک اختیار و انتخاب؛ بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است که مهمترین آثار آن، تضمین و ارتقای حقوق شهروندی، افزایش اعتمادسازی مردم به پلیس، تشدید جامعهمحوری پلیس، برقراری بیشتر نظم و امنیت، افزایش مشروعیت و مقبولیت نظام و...خواهد شد.