صورت بندی گفتمانی علمای شیعه در انقلاب مشروطه(نگاهی تحلیلی-گفتمانی به جبهه‌بندی گفتمانی علمای شیعه در انقلاب مشروطه)

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و عضو وابسته پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی

2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی- گرایش اندیشه سیاسی در اسلام- پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر،  بررسی نحوة صورت­بندی گفتمانیِ خرده­گفتمان­های موجود در گفتمان علمای شیعه و واکاوی چگونگی ظهور این خرده­گفتمان­ها و مداقة تاریخی- گفتمانی در اندیشه­ورزی این خرده­گفتمان­ها در باب مشروطیت است. روش/رویکرد پژوهش: این مقاله،  بااستفاده از روش گفتمانی «تضادمحور» میشل­پشو و اتخاذ رویکردی تاریخی– تحلیلی به بررسی صورت­بندی گفتمانی علمای شیعه در انقلاب مشروطه پرداخته است. یافته­ها و نتایج پژوهش: انقلاب مشروطه یکی از نقاط عطف تاریخی و بی­نظیر در تاریخ ایران معاصر محسوب می­شود. در این برهه، اندیشه­ها،  نظرها،  و گفتمان­های مختلفی از بطن جامعه سربرآوردند.براین­اساس،  خرده­گفتمان­های موجود در گفتمان عام روحانیت شیعی،  به مؤلفه‌ها و عناصر اصلی مدرنیته بی­توجه بودند و بیشتر باتوجه به کنش گفتمان­های رقیب(اعم از نظری و عملی)  و در تضاد با یکدیگر بودند که به تولید متون و مفاهیم در باب مشروطه پرداخته و نسبت خویش را با مشروطیت تعیین کردند. این امر باعث شد که این گفتمان­ها از درک واقعی مدرنیته عاجز باشند و در نسبت خود با آموزه­های مشروطیت ناسازواری­های زیادی داشته باشند. گو اینکه همین ناسازواری در ماهیت انقلاب مشروطیت در ایران باعث ابهام و بعدها شکست این جنبش گشت.