عدم تحقق مطلوب نظارت بر اعمال حکومت در چهارچوب حقوق عمومی ایران بهمثابۀ نوعی هستی اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22106/jlj.2021.528578.4111چکیده
حرکت از واقعیت بهسوی آرمان گامی در جهت فهم چرایی عدم تحقق مطلوب نظارت بر اعمال حکومت ورای نقد روانشناسانه و اخلاقی صاحبان مناصب عمومی و پرهیز از تفکر انتزاعی و غیرتاریخی و دعوت به یک شیفت پارادایمی در اندیشۀ حقوقی خواهد بود. به عبارت دیگر، پرسش محوری نوشتار کنونی عبارت است از آنکه ورای نقد روانشناسانه و اخلاقی صاحبان مناصب عمومی، حلقۀ مفقودۀ عدم تحقق مطلوب نظارت بر اعمال حکومت در چهارچوب حقوق عمومی ایران چیست؟ یافتههای پژوهش معطوف به آن است که، صرف ترویج اصول و مفاهیم حقوق عمومی و بهتبع آن وضع طیف گستردهای از قوانین و پیشبینی شیوههای نظارتی به ایده و آرمان نظارت بر اعمال حکومت واقعیت نمیبخشد بلکه نظارت بر اعمال حکومت در چهارچوب نهادهای حقوق عمومی نوعی هستی اجتماعی یا شکلی از زندگی جمعی است که از دل مناسبات میان بازیگران قدرتمند اجتماعی در بستر تاریخ و توازن میان این نیروهای حقیقی اجتماعی جان میگیرد و معنا مییابد. فهم اخیر این بصیرت بنیادین را به دنبال دارد که تلاشهای ما برای تحقق ایدۀ نظارت بر اعمال حکومت در حقوق عمومی ایران، با فقدان رویکردی تاریخی، ساختاری، فرایندی، کلنگرانه، بدون توجه به توسعهنایافتگی تاریخی حقوق عمومی در ایران و بدون در نظر گرفتن واقعیتهای اجتماعی و شرایط عینی جامعۀ ایرانی و تلاش برای تغییر آنها به سرانجام نمیرسد.