الگوی مولفه‌های علّی موثر بر عدم رضایت و فرسودگی شغلی پرستاران: مطالعه کیفی مبتنی بر نظریه داده

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی و مشاوره ،واحد تهران جنوب،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران

2 گروه روانشناسی،واحد رودهن ،دانشگاه آزاد اسلامی،رودهن ،ایران.

3 گروه مشاوره ،واحد تهران شمال،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.

doi
10.22038/mjms.2025.26762
چکیده

فرسودگی شغلی پرستاران از چالش‌های مهم نظام سلامت است که پیامدهای گسترده‌ای بر عملکرد فردی، کیفیت مراقبت از بیماران و بهره‌وری سازمانی دارد. با توجه به ماهیت پرتنش حرفه پرستاری و تعامل مستمر با بیماران، بررسی فرایند شکل‌گیری این پدیده و عوامل مؤثر بر آن ضروری است. هدف پژوهش حاضر، تبیین الگوی علّی مؤثر بر نارضایتی و فرسودگی شغلی پرستاران در بیمارستان‌های تهران است. این پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس نظریه داده‌بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ پرستار و سرپرستار گردآوری و با نرم‌افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار یافته‌ها از مقایسه مداوم، بازبینی مشارکت‌کنندگان و بررسی همتایان استفاده گردید.یافته‌های پژوهش نشان داد که نارضایتی شغلی مقوله‌ای محوری در فرایند فرسودگی شغلی پرستاران است و مجموعه‌ای از عوامل سازمانی، محیطی و فردی در شکل‌گیری آن نقش دارند. بارکاری بالا، حقوق و مزایای ناکافی، تبعیض شغلی، مشکلات جسمانی و کمبود حمایت سازمانی از جمله مهم‌ترین عوامل علّی شناسایی شدند. پیامدهای این وضعیت نیز در پنج محور اصلی شامل کاهش بهره‌وری، ترک شغل، مهاجرت، افت کیفیت مراقبت از بیماران و نارضایتی خانوادگی ظاهر می‌شود. بر این اساس، فرسودگی شغلی پرستاران پدیده‌ای چندبعدی با آثار گسترده فردی، سازمانی و اجتماعی است که مدیریت و پیشگیری از آن مستلزم برنامه‌ریزی جامع و مداخلات چندسطحی است.