شناسایی موانع گرایش معلمان ابتدایی به پژوهش و ارائه راهکارهای بهبود آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دکتری روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان
3 استادیار گروه روانشناسی دانشگاه فرهنگیان
doi
10.22091/jrim.2023.8921.1005چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع گرایش معلمان ابتدایی به پژوهش و ارائه راهکارهای بهبود آن صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوۀ جمعآوری اطلاعات، توصیفی است و به صورت پیمایشی اجرا شده است. نتایج پژوهش نشان داد که موانع گرایش معلمان به پژوهش در سه دسته موانع فردی، سازمانی و فراسازمانی قابل دستهبندی است و میزان اثرگذاری عوامل (موانع) متفاوت است و به یک اندازه نمی باشد. موانع فردی در جایگاه اول اثرگذاری و موانع سازمانی و فراسازمانی بهترتیب در رتبه دوم و سوم از نظر میزان اثرگذاری قرار گرفتهاند. در دسته موانع فردی بهترتیب، پایین بودن مهارتهای پژوهشی معلمان؛ پایین بودن مهارتهای اجتماعی و ارتباطات بین فردی معلمان؛ پایین بودن عوامل انگیزش فردی معلمان در پژوهش؛ نداشتن زمان کافی و بالا بودن هزینههای پژوهشی در مقابل عایدی آن بیشترین نقش را دارند. در دسته موانع سازمانی، بهترتیب، پایین بودن انگیزشهای سازمانی و نگرش منفی به پژوهش، ضعف حمایت و همکاری مسئولین در زمینه پژوهش معلمان، وجود رابطهگرایی به جای ضابطهگرایی در واحدهای مربوط به پژوهش، نبود نظارت مطلوب بر فعالیت پژوهشی معلمان و فرایند ارزشیابی آن، بیشترین نقش را داشتند و در دسته موانع فراسازمانی بهترتیب، عدم دسترسی آسان به دادههای پژوهشی و ضعف زیرساختها، ضعف اعتقاد به یافتههای پژوهشی و ناهماهنگیهای عناصر فراسازمانی، وجود محدودیتها و نبود سیاستگذاری درست در امور پژوهش، بیشترین نقش را دارند.