راهبردهای آماری برای عینیسازی اشباع نظری در مطالعات کیفی
نویسندگان
1 گروه سنجش و اندازهگیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/jem.2023.66628.3348چکیده
حجم نمونه در مطالعات کیفی مرتبط با اشباع نظری است. اشباع نظری به این معناست که پژوهشگر نمونهگیری و جمعآوری دادهها را تا زمانی ادامه دهد که با بینش و مفهومی جدیدی مواجه نشود. اما همواره تعداد مصاحبهها و ادعای دستیابی یه اشباع موضوعی مناقشه برانگیز بوده است و نمیتوان هر ادعای رسیدن به اشباع نظری را درست قلمداد کرد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که تعداد مصاحبههای بیشتر از نیاز هزینه و وقت را اتلاف میکند و مصاحبههای کمتر از نیاز روایی پژوهش را از بین میبرد. برای رفع این مشکل روشهای مختلفی مانند توصیههایی برمبنای تجربه و حسابهایی سرانگشتی وجود دارد، لیکن علاقهمندی به معیاری عینیتر و متکی به آمار نظر متخصصان را بیش از همه به خود جلب کرده است. در این متن دو رویکرد آماری برای تعیین حجم نمونه مورد بررسی قرار میگیرد. یکی از این روشها به شکل پسینی و دیگر روش به شکل پیشینی حجم نمونه را در مطالعات کیفی برآورد میکند. این دو روش بررسی و توضیح داده و شده و در نهایت با هم مقایسه خواهند شد.