واکاوی تطبیقی و انتقادی مبانی هستی‌شناختی و غایت‌شناختی «پیشرفت سیاسی» در اندیشه اسلامی و «توسعه سیاسی» غربی

نویسندگان

1

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

3 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

doi
چکیده

مفهوم «پیشرفت» در ادبیات سیاسی معاصر، غالباً در چارچوب پارادایم «توسعه» تفسیر می‌شود؛ پارادایمی که برآمده از تجربه تاریخی غرب مدرن و مبتنی بر مبانی سکولار، اومانیستی و مادی‌محور است. این چارچوب، ضمن برخورداری از برخی کارآمدی‌های فنی، به دلیل بی‌توجهی به ابعاد معنوی، هویتی و غایت‌مند حیات انسانی، با بحران‌های عمیق نظری و تمدنی مواجه شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و انتقادی، به واکاوی تطبیقی مبانی هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و غایت‌شناختی «توسعه سیاسی غربی» و «پیشرفت سیاسی اسلامی» می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توسعه سیاسی غربی، سیاست را به سطح «اداره تکنوکراتیک منافع» تقلیل داده و غایت آن را در تأمین رفاه مادی و آزادی‌های فردی تعریف می‌کند در حالی که پیشرفت سیاسی در اندیشه اسلامی، بر پایه توحید ربوبی، اصل نفی سبیل و غایت حیات طیبه، سیاست را «ساختار اقامه دین و عدالت» می‌داند. این پژوهش با تبیین چهار لایه «گرایش»، «بینش»، «دانش» و «ساختار» در مدل اقامه سیاسی، نشان می‌دهد که پیشرفت سیاسی اسلامی نیازمند بازتعریف بنیادین مفاهیم، شاخص‌ها و نهادهای سیاسی بر اساس مبانی توحیدی است.