دگرگونی موتیف به ابررمز در شعر عدنان الصائغ "بررسی موردی دیوان تابط منفی"

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، مدرس مدعو دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.30479/lm.2025.21473.3819
چکیده

موتیف یا بن­مایة اندیشة «عدنان الصائغ» همواره در سیری تحولی با پیش­سازة فکری او یعنی انسان تعامل می­کند و نتیجۀ این کنش را در واژگان سهلی می­ریزد که مخاطب بسته‌به میزان درک و کاوش خود از ظاهر و باطن آن معنای دیگری استنباط می­کند. «ایستایی­گریزی» بارزترین ویژگی موتیف شعر الصائغ است که به‌واسطة آن همواره رمزبند­های گوناگونی، ریزپیکره­های معنادار شعر وی را به‌هم وصل می­کنند تا سخن از نزدیک و دور تصویری جدا و درعین‌حال یکپارچه از ابررمز مدّنظر شاعر باشد. با این‌که شاعر کیفیت بافت تمام تراکیب سخن خود را در حدّ یکسانی نگاه‌نداشته و گاه‌گاه از خوش­نقشی به شتابزدگی گرفتار شده‌است. پژوهش حاضر به روش تحلیل کتابخانه­ای و انتخاب گزینشی منطبق­ترین اشعار الصائغ، اهتمام‌به بررسی انواع موتیف در شعر وی را دارد تا گستره و سیطرة این کارکرد ادبی و حوزة تبلور آن از فرد تا جامعه مورد کنکاش قرارگیرد و به تحلیل هریک از آن‌ها از منظر جامعه­شناسی و روانکاوی مدّنظر شاعر بپردازد. با نظریۀ موتیف چندلر پس از کشف رمز ابتدایی هر سخن، بن­مایة فکری الصائغ پیش‌چشم نهاده‌شده و با گردآوری رمزبندهای هر شعر، سیر تحول آن به ابررمز شرح داده‌می‌شود. اهم نتایج این نوشتار، بازخوانی تحلیلی از شعر الصائغ با تکیه‌بر جنبة اندیشه­ای آن و با عنایت‌به رویکرد نمایش­نامه­سرایی او در جهت تبیین لایه­های مختلف معانی اجتماعی و روانشناختی سرودة وی است.