جُستاری در مؤلفههای ادبیات پایداری ایران باستان
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تهران ایران
doi
10.22103/jrl.2025.25496.3057چکیده
مبارزه با ظلم و ستم؛ و پایداری در برابر آنچه داشتههای مادّی و معنوی انسانها را بهمخاطرهمیاندازد، امری نوظهور نیست و در فطرت و باورهای فکری و دینی ایرانیان از گذشتههای دور ریشهدارد. هرچند شرایط سیاسی و اجتماعی و حاکمیتهای ضعیف در دورههای مختلف، از تبلور ملّی آن مانعشدهاست ولی متون بهجامانده از دورههای مختلف، حکایت از روح ظلمناپذیر و سلحشور ایرانیان دارد. این پژوهش، تلاشی است برای اثبات این گزاره در میراث مکتوب ایرانیان؛ یعنی متون بهجامانده از ایران باستان. ایران از گذشتههای بسیار دور با جنگها و ناآرامیهای زیادی روبهرو بودهاست و به همین علّت مردم این کشور همواره زیر فشار بودهاند و برای نگهداشت سرزمین و فرهنگ کهن خود، بهسختی مبارزه و پایداریکردهاند. علاوهبر جنگهای سرزمینی، اعتقادات دینی باستان و تفکّر مبتنی بر دوگانههایی چون اهورامزدا و اهریمن، خیر و شر، نور و ظلمت و... بستر قابلی برای تجلّی روح مقاومت دربرابر مفاهیمی که آن را شرّ و ظلمت و بدی میدانستند، فراهمکردهاست. از مهمترین متون بهجامانده از این دوران میتوان به اوستا، کتیبة بیستون، یادگار زریران، نامة تنسر و کارنامة اردشیر بابکان اشارهکرد. در این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، مؤلّفههای پایداری در این متون استخراجشد که نتایج آن حاکی از وجود نشانههای قوی از روح پایداری و مقاومت دربرابر عوامل تهدیدکنندة فرهنگی و سرزمینی، متناسب با زمانه و زمینههای فکری و دینی و محیطی انسانهای دورة باستان است.