تدوین مدل ساختاری اضطراب بر اساس باورهای غیرمنطقی با میانجیگری هوشهیجانی و تابآوری در دانشآموزان دختر متوسطه اول
نویسندگان
1 دانشیارعلوم تربیتی، گروه تربیت و مشاوره، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه مشاوره خانواده، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکترا، گروه مشاوره، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران .
4 دانشیار مشاوره، گروه روان شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30473/sc.2026.76013.3106چکیده
این مطالعه با هدف تدوین مدل ساختاری اضطراب بر اساس باورهای غیرمنطقی با میانجیگری هوش هیجانی و تابآوری در دانشآموزان دختر دوره متوسطه اول انجام شد. هوشهیجانی که به توانایی درک، ارزیابی و مدیریت هیجانات خود و دیگران اشاره دارد و تابآوری، ظرفیت سازگاری با عوامل استرسزا، متغیر میانجی، فرض میشوند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدلسازی معادلاتساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره اول متوسطه منطقه 8 تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 353 دانشآموز به روش تصادفی خوشهای به عنوان نمونه انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان (MASC)، مقیاس تابآوری کودکان و نوجوانان (CYRM-28)، آزمون باورهای غیرمنطقی جونز (IBT) و مقیاس هوشهیجانی شوت (SSRI) جمعآوری شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی پس از اصلاحات، ازبرازش مناسبی برخوردار است. باورهای غیرمنطقی اثر مستقیم معناداری بر اضطراب داشتند (001/0 p<و 494/0=β) .با این حال، هوش هیجانی (05/0 p>و 046/0β=-)و تابآوری(05/0 p>و 005/0β=-) رابطه بین باورهای غیرمنطقی و اضطراب را میانجیگری نکردند. این یافتهها نقش برجسته باورهای غیرمنطقی در اضطراب نوجوانان را نشان میدهند و بر نیاز به مداخلات شناختی تأکید دارند. اگرچه هوشهیجانی و تابآوری این رابطه را میانجیگری نکردند، اثرات محافظتی مستقیم آنها پتانسیل مداخلات مستقل را نشان میدهد. این نتایج میتوانند در طراحی برنامههای مشاورهای و آموزشی برای کاهش اضطراب در دانشآموزان دختر مؤثر باشند.