تحلیل نقش گفتوگومندساز کرونوتوپ باختینی در رمان حیوات متجاورة
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
2 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
3 دانش آموختۀ رشتۀ زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
4 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
doi
10.30479/lm.2024.19457.3622چکیده
خوانشهای نوین رویکرد نواندیشانۀ باختین، به واسطۀ بازنمایی لایههای هماقناعگر در فضای تکثر و ناهمگنی چندآوای رمان، الهامبخش نظریۀ «گفتوگومندی» بود. گفتوگومندی منادی چندآوایی و کثرتگرایی مطلقستیزی است که ساحتهای اقتدارگری استکباری را برنمیتابد. کرونوتوپ به واسطۀ درآمیختگیهای زمانیمکانی و ایجاد قیاسهایی میان زمان و مکان شخصیتهای جهانمتن و نیز تطبیق مقایسهای آن بر احوالات مخاطب برونمتنی، زمینهساز نفی تکسویگی مطلق و خلق جهانی دیالکتیکی بلکه گفتوگومند در رمان است و طبق تقسیمبندی باختینی در قالب زیرشاخههایی چون «دیدار»، «جاده»، «آستانه» و «سالن» بررسی میشود. محمد برادة نویسندۀ مراکشی، به دنبال آشنایی با رویکرد روایتشناختی باختینی، در نوآفریدههای رواییاش دستبهکار بهرهگیری از تمهیدات ویژۀ کرونوتوپ و نمونهسازیهای خلاقه شد. نگارندگان بهمنظور بررسی تطبیقی مقولات کرونوتوپیک، به شیوة توصیفی- تحلیلی، خلق انواع پیوستارهای زمانی- مکانی در رمان «حیوات متجاورة» را زمینۀ آشنایی با چگونگی ترویج مفاهیم گفتوگویی همچون کثرتافزایی و بیکرانگی در جهان متن کردهاند. براده با کاربست گونههای کرونوتوپی، بر جریان بنیانهای مفهومی کرونوتوپی همچون احتمال، تصادف، تقاطع، تنش عواطف و ارزشها در حیوات تأکید کرده، مقولاتی گفتوگویی چون نفی جهان تکگزینهای، امکانمندی همآیی و قیاسپذیری بیچونوچرای سرنوشتهای متباین، و مصاحبت چهارچوبگریز را ترویج مینماید و سرریز آگاهی در دوگانی کرونوتوپ نویسنده/کرونوتوپ خواننده را به گفتاوردی شناختآفرین پیرامون نسبیت و چندوجهیبودگی حقیقت احوالات انسانی منتهی میکند.