توصیه و برآورد کود در ایران: چالشها و راهکارها
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات خاک و آب
2 عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات خاک و آب
3 عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات خاک و آب
4 عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات خاک و آب
doi
10.22092/ijsr.2012.126365چکیده
تحلیل 50 ساله روند تغییرات سطح زیر کشت، تولید و منابع آب دشواری افزایش سطح زیرکشت و تمرکز بر تولید بیشتر در واحد سطح برای تأمین غذای مورد نیاز جمعیت رو به رشد را نشان میدهد. این امر موجب فشار بیشتر بر منابع خاک و به مخاطره افتادن دستیابی به تولیدپایدار و امنیت غذا بوده و توجه به حاصلخیزی خاک به عنوان کلید پایداری را بیش از پیش آشکار مینماید. مصرف بهینه کود (شیمیایی، آلی و زیستی) و تغذیه متعادل گیاه به عنوان مهمترین عوامل حاصلخیزکننده خاک از مهمترین دغدغههای بخش کشاورزی است. در این راستا دو مقوله توصیه وبرآورد کود به عنوان حلقه های اولیه و پایه ای نظام توصیه، برآورد، تأمین، توزیع و مصرف کود در کشور مورد بررسی قرار گرفت. بررسی ملاکهای تشخیص وضعیت عناصر غذائی در خاک و گیاه و ارزیابی نتایج بیش از 20000 نمونه خاک نشان داد بالای 50 درصد خاکهای کشور دچار کمبود یک یا چند عنصر غذایی میباشند. فقر مواد آلی از جمله مهمترین موانع پایداری حاصلخیزی خاکها و تولید پایدار میباشد. از میان چهار راهبرد توصیه کود براساس آزمون خاک مشخص گردید تاکنون روش محدوه کفایت بیشترین سهم را در توصیه کودی کشور داشته و بدلیل کمبود اطلاعات سایر راهبردها شامل «انباشت تدریجی خاک از عناصر غذائی»، «نگهداشت عناصر غذایی خاک در یک محدوده معین» و «برقراری تعادل کاتیونی خاک» مورد توجه قرار نگرفتهاند. بررسی روند توصیه کود بیانگر گذار از توصیه عمومی و منطقهای به آزمون خاک همگام با تکمیل ساختار تحقیقاتی و آزمایشگاهی دارد به گونهای که از دهه 70 شمسی بستر سازی برای توصیه بر مبنای آزمون خاک آغاز گردیده است. علاوه بر آزمون خاک به عنوان پایه توصیه کودی، اهمیت لحاظ سایر شرایط اقلیمی (خشکی، گرما)، خاکی (شوری) و گیاهی (کارائی ارقام) و مدیریتهای زراعی (تناوب زراعی) در توصیه کودی نشان داده شد. خوشبختانه گامهای اولیه برای تلفیق این عوامل در مدل کامپیوتری توصیه کودهای شمیائی و آلی برداشته شده که نیاز به پژوهشهای تکمیلی دارد. از میان پنج مدل معرفی شده برای برآورد کود در ایران برآوردها عمدتأ مبتنی بر مدل گیاه محور بوده و روندی تکاملی را با توجه به افزایش اطلاعات از وضعیت حاصلخیزی خاک و تغذیه گیاه طی میکند. مجموع برآوردها طی دهههای اخیر بیانگر نیاز بیشتر به کود در کشور بوده و بایستی میان نیاز به کل کود و نحوه مصرف آن در خاک تمایز قائل شد. لذا سیاست استفاده بهینه (مصرف متناسب با نیاز خاک و گیاه) همچنان سیاست محوری در مصرف کود بوده و بایستی بسترهای لازم برای تحقق بیش از پیش آن فراهم گردد. تحقیقات آزمون خاک و اجرای آن با مشکلاتی مواجه است که نیازمند یک برنامه ملی در سطح کشور برای بکارگیری جدی آزمون خاک از طریق آزمایشگاههای خاک و آب کشور و توزیع و مصرف علمی کود میباشد. بدین ترتیب سیاست مصرف بهینه قابل تحقق بوده و میتوان به حفظ حاصلخیزی خاک، عملکرد مناسب و حفظ محیط زیست نائل گردید.