نقد پسااستعماری رمان مهاجر سرزمین آفتاب
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده حضرت نرجس(س)، دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان
doi
10.22103/jrl.2025.25610.3062چکیده
نقد پسااستعماری بهعنوان رویکردی تحلیلی در مطالعات ادبی، فرهنگی و اجتماعی، به بررسی پیامدهای تاریخی استعمار میپردازد. این رویکرد با تمرکز بر مفاهیمی چون سلطه، تحقیر فرهنگی، مقاومت و نابرابری، تلاش میکند چگونگی تأثیرگذاری استعمار بر جوامع و افراد را آشکار کند و با تحلیل پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استعمار، نقش حیاتی در تحلیل متن ایفاکند. از سوی دیگر، ادبیات پایداری به بازنمایی مقاومت در برابر سلطه دشمنان میپردازد و اغلب به چالشهای اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناختی ناشی از مواجهه با سلطه توجه دارد. کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب»، روایت خاطرات تنها مادر شهید ژاپنی در ایران، نمونهای برجسته از ادبیات مهاجرت است که به دلیل قرارگرفتن همزمان در دو حوزة ادبیات مهاجرت و ادبیات مقاومت، اهمیت بررسی حاضر را مضاعف میسازد. هدف از این تحقیق، بررسی کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» با تمرکز بر مفاهیم استعماری آن و تحلیل پیامدهای ناشی از استعمار در این اثر است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجامشدهاست تا به پرسشهای زیر پاسخدهد: تجربه استعمار چه تأثیری بر شخصیتهای این داستان داشتهاست؟ چه مفاهیم اساسی پسااستعماری در این اثر بازتاب یافتهاند؟ و کدام چالشها در مسیر مهاجرت مطرحشدهاند؟ نتایج تحقیق نشانمیدهد که در این داستان مفاهیم فرودست، خود و دیگری، التقاط فرهنگی و استعمارزدایی به وضوح قابل مشاهدهاند و مهمترین چالش مهاجرت مسئلة تمایز فرهنگی اجتماعی است و هویت مهاجر به صورت هویتی ترکیبی شکلگرفتهاست و تجربة استعمار به بازاندیشی هویت در شخصیت اصلی منجر شده و فضایی برای مقاومت در برابر جریانهای سلطه فراهمکردهاست.