مدل‌یابی روابط ساختاری سبک زندگی ارتقاء‌دهنده سلامت در بیماران قلبی ـ عروقی براساس همجوشی شناختی با میانجی‌گری انعطاف‌پذیری شناختی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 گروه روانشناسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

3 گروه روانشناسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

doi
10.30473/sc.2026.75628.3096
چکیده

مقدمه: بیماری‌های قلبی ـ عروقی علت اصلی برای مرگ زودرس در سراسر جهان شناخته شده و به طور جدی تحت تاثیر انتخاب‌ سبک زندگی است. مطالعه حاضر با هدف مدل‌یابی روابط ساختاری سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در بیماران قلبی عروقی براساس همجوشی شناختی با میانجی‌گری انعطاف پذیری شناختی صورت پذیرفت. روش: روش اجرا، توصیفی و طرح پژوهش، همبستگی از نوع الگو‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل بیماران قلبی ـ عروقی در سال 1404 بود که به سه کلینیک تخصصی قلب جهت معاینه سرپایی مراجعه داشتند و از مدت بیماری آن‌ها حداقل یک سال سپری شده بود. تعداد 265 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه‌های استاندارد رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت، همجوشی شناختی، انعطاف‌پذیری شناختی استفاده شد. یافته‌ها: تجزیه و تحلیل داده‌های آماری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر با استفاده از آزمون بوت استراپ و نرم افزارهای AMOS24 وSPSS26 انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که همجوشی شناختی تأثیر منفی و معناداری بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (۰٫۱۸۷ β = -، ۰٫۰۲۳ (p = و انعطاف‌پذیری شناختی (۰٫۲۰۱β = -، ۰٫۰۱۷ (p = دارد. همچنین، انعطاف‌پذیری شناختی تأثیر مثبت و معناداری بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت نشان داد (۰٫۵۴۱β =، ۰٫۰01(p =. اثرغیرمستقیم همجوشی شناختی بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت از طریق انعطاف‌پذیری شناختی نیز منفی و معنادار بود (۰٫۱087β = -، ۰٫۰01 (p =. نتیجه‌گیری: بنابراین، مداخلات هدفمند در حوزه همجوشی شناختی از طریق انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند منجر به ارتقاء سبک زندگی سالم در افراد شود و در کاهش عوارض بیماری‌های قلبی‌ ـ عروقی مؤثر باشد.