الگوی هایمز چارچوبی برای تحلیل توانش ارتباطی متن؛ مطالعه موردی: رمان «سیندرلات مسقط»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه لرستان
doi
10.30479/lm.2024.19815.3674چکیده
خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی تحت تاثیر سیستم باورها و ارزشهای حاکم بر جامعه است. در تعاملات روزمره افراد، علاوه بر دانش زبانی، نحوه نگرش آنها به جهان پیرامون بر کلام آنها تاثیرگذار است؛ به شکلی که زبان را میتوان آینه فرهنگ و گفتمان گوینده دانست. پژوهش حاضر با هدف ترسیم وضعیت زنان در جامعه عمان به تحلیل مکالمات راوی-قهرمانان رمان «سیندرلات مسقط» اثر «هدی حمد»(1981م) بر اساس الگوی «دل هایمز» پرداخته است. هایمز با درنظرگرفتن محورهای هشتگانه، شامل موقعیت زمانی و مکانی، شرکتکنندگان، هدف، ترتیب گفتمان، لحن، ابزار گفتمان و نوع گفتمان به مطالعه متن میپردازد. در این الگو تمرکز محقق بیشتر بر تحلیل گفتگوهای موجود در متن است. این تحقیق از آن جهت ضرورت دارد که نتایج آن میتواند در شناخت موقعیت گفتمانی طرفین ارتباط مفید بوده و دیگر پژوهشگران بتوانند از این روش برای تحلیل متن استفاده کنند. مشخص کردن اینکه طرفین ارتباط چه نوع رابطه گفتمانی با هم دارند و نحوه نگرش آنها بر اساس محورهای هشت گانه به موضوع ارتباط، شاخص دیگری از این الگوست که اهمیت پژوهش را افزایش میدهد. بدین منظور همة مکالمات راوی-قهرمانان به عنوان جامعه نمونه انتخاب و طبق محورهای هشتگانه هایمز دستهبندی شد. یافتههای پژوهش نشان داد گفتمان «نابرابری» بر ارتباطات شخصیتهای زن داستان غلبه دارد. سیندرلاها در داستان هدی حمد، از فانتزیهای موجود درباره پریان فاصله زیادی دارند. الگوهای کلام، نوبتگیری مکالمه و لحن غالب بر آنها، فرادستی تاریخی جنس مذکر را مورد تایید قرار داده و امتداد آن را در در جامعه عربی عمان نشان میدهد.