تحلیل جامعهشناختی شخصیتهای رمان « ثُمَّ تَشرَقُ الشَّمسُ» از ثروتاباظه در پرتو نظریه ساختگرایی تکوینی گلدمن
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری، h.fesanghari@hsu.ac.ir
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری، m.mahdavi@hsu.ac.ir
3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری، majidi@hsu.ac.ir
doi
10.30479/lm.2024.18908.3555چکیده
"ساختگرایی تکوینی" یعنی اثر ادبی محصول ساختار ذهنی افرادی است که نویسنده به آنها تعلق دارد؛ براین اساس میان ساختار محیط اجتماعی و ساختار آثار ادبی همخوانی وجود دارد. وظیفه منتقد اجتماعی کشف رابطة جهان اثر با ساختارهای ذهنی طبقات اجتماعی به منظور فهم بهتر آثار ادبی است. اباظه یکی از نویسندگان متعهد مصر است که هنر داستاننویسی را در خدمت پیشرفت جامعه قرار داد. نویسنده در رمان «ثُمَّ تَشرَقُ الشَّمس» از هنر شخصیتپردازی در جهت ارتقای سطح آگاهی طبقاتی و انسجامبخشی به آرمانها، اندیشه و افکار جامعه بهره میبرد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و در پرتو نظریة ساختگرایی گلدمن کوشیدهاست میزان موفقیت اباظه را در خلق رمان به عنوان ساختار معنادار و انسجامبخشی به جهاننگری طبقات اجتماعی جامعة مصر تبیین نماید. ساختارهای معنادار درون متن، درونمایههای تکرار شوندة اجتماعی و نوع دیدگاه طبقاتی نویسنده از مقولة جهاننگری پنهان در اثر ادبی است که نویسنده با هنر شخصیتپردازی و با استفاده از خصوصیات ظاهری، گفتاری، لحن و زبان شخصیتها آن را عیان میسازد. نتایج نشان میدهد که نویسنده با استفاده از هنر داستاننویسی تصویری از واقعیتها، اندیشهها و ارزشهای جامعه ترسیم میکند و در دنیای خیالیِ رمان، بدانها انسجام میبخشد. تنوع آوایی و انعکاس صداهای گوناگون از زبان شخصیتهای اصلی و فرعی و تناظر میان پیرنگ و شخصیتهای داستانی با ساختارهای محیطی جلوة هنری اثر ادبی است که جهاننگری و آگاهی طبقاتی جامعة مصر را ترسیم مینماید.