واکاوی هویت مهاجر در رمان «النبیذة» انعام کجه جی بر اساس دیدگاه هومی بابا و با تأکید بر مفهوم «فضای سوم
نویسندگان
1 عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران-ایران
2 دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی (گرایش نظریه و نقد ادبی)دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30479/lm.2025.20829.3771چکیده
گسترش مهاجرت و پیدایش استعمار به ظهور حوزههای جدیدی در مطالعات ادبی منجر شد که به «ادبیات مهاجرت» و «ادبیات پسااستعماری» معروف است. در این دست مطالعات، معمولاً به بحرانهای هویتی ناشی از این پدیدههای یادشده و تبعات آن پرداخته میشود. هومی بابا، یکی از نظریهپردازان برجست در این حوزه است. وی در مطالعات خود از مفاهیمی مانند آمیختگی، تزلزل و فضای سوم استفاده کرد. از نظر وی، فضای سوم به فضایی متزلزل میان مهاجر و میزبان گفته میشود که تعاملات میان این دو اتفاق میافتد، در این فضا هویت مهاجر همواره در نبرد دائمی میان دو فرهنگ بهسر میبرد اما غلبة یکی بر دیگری محال است. این فرایند که ارتباط مستقیمی با «دیگریسازی» دارد، همواره مهاجر را در مرز میان دو فرهنگ نگاه میدارد. مقالة حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نقد فرهنگی به بررسی رمان «النبیذه» پرداخته است. رمان النبیذه اثر انعام کجهجی روایت سه مهاجر با نامهای تاجالملوک، ودیان و منصور البادی است که وقایع رخ داده در قرن بیستم زندگی آنان را تحت تأثیر قرار داده و آنان را به مهاجرت وادار ساخته است. این رمان افزونبر بازنمایی ویژگیهای هویتی مهاجر در مرز میان فرهنگ سرزمین مادری و فرهنگ میزبان، فضایی را پدید میآورد که فضای سوم در میان دو مهاجر نیز حاکم شود. در این فضا سوژهها تا سرحد آمیختگی به یکدیگر نزدیک میشوند اما یگانگی آنها به سبب هویت متزلزلی که دارند محقق نمیشود. در نتیجه، براساس یافتههای این مقاله، با بهوجود آمدن فضای سوم، امتزاج دو مهاجر نیز غیرممکن است.