نقش اقلیم در داستانهای پایداری فرهادحسنزاده(مطالعۀ موردی داستانهای نوجوان ماشو در مه، مهمان مهتاب، حیاط خلوت و هستی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه کاشان. کاشان. ایران
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه کاشان. کاشان.
doi
10.22103/jrl.2025.25484.3056چکیده
ادبیات اقلیمی، آثاری را دربرمیگیرد که فرهنگ، باورها و آداب و رسوم یک زیستبوم خاص را بازتابمیدهد. مقالۀ حاضر داستانهای پایداری «ماشو در مه»، «مهمان مهتاب»، «حیاط خلوت» و «هستی» اثر فرهاد حسنزاده (آبادان، 1341) را که بین 1373 تا 1389 برای نوجوانان بهچاپرسیدهاند و جوایز متعدّدی کسبکردهاند، از نظر مؤلفههای ادبیات اقلیمی حاصل از هویت و دلبستگی مکانی بررسیمیکند. نگارندگان با شیوۀ توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن داستانها با پاسخ به این پرسشها که بسامد فراوان عناصر اقلیمی گوناگون خوزستان در داستانهای منتخب حسنزاده در چه عواملی ریشهدارد و این عناصر از چه زوایایی بر متن، فضاسازی، تجسّم حوادث، ارتباط مخاطب و جذابیت داستانهای حسنزاده اثرگذاشتهاند؛ دریافتهاند بسامد بسیار و همهجانبۀ عناصر اقلیمی در داستانهای بررسیشده، حاصل هویت مکانی و دلبستگی حسنزاده به زادبوم خویش است؛ بهگونهایکه نویسنده، تحت تأثیر تعلّقخاطر به خوزستان بهعنوان بخشی از هویت خویش و بهکارگیری تمام انواع هویت مکانی در داستانهای خویش، پایداری و مقاومت در عرصههای جنگ تحمیلی را که بین زیستبوم خوزستان و ساکنان آن مشترک است، نشانمیدهد. بهکارگیری مؤلفههای اقلیمی این زیستبوم در طرح داستانها، عنوان روایتها، شخصیتها و زمینۀ داستانها، ساختهای واژگانی و تصویرهای تشبیهی و استعارههای زبانی در جذابیت و قوّت داستانهای حسنزاده بسیار مؤثّرند؛ چنانکه نگاه بوممحورانۀ حسنزاده همراه با آگاهی عمیق وی نسبت به عناصر زیستبومهای زادبوم خود و بازنمایی آن ویژگیها در ژرفساخت و روساخت داستانهای خویش، بین حوادث داستان و مخاطب نوجوان پیوندی محکم ایجادکردهاست تا به کمک فضاسازیهای حاصل از تصاویربرساخته از زیستبوم مصنوعی جنگ و ابزار جنگی و زیستبومهای طبیعی و اجتماعی خوزستان که حوادث در آن اتفاق افتاده؛ داستانهایی ملموس، جذّاب و باورپذیر برای مخاطب نوجوان آفریده که میتواند مفهوم پایداری در برابر بیداد داخلی و خارجی را بهبهترین وجه، احساس و درککند.