تحلیل و بررسی دگردیسی تصویر در غزل پایداری پس از انقلاب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری

2 هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون

doi
10.22103/jrl.2025.25184.3055
چکیده

 با شروع انقلاب اسلامی، از جمله قالب‌ها و محتواهای اصلی و مسلّط بر شعر کشور، غزل انقلاب و جنگ است که این روند تا اوایل دهۀ هفتاد ادامه دارد. با توجّه به‌ اینکه رسالت اصلی این گونه شعرها، انتقال پیام است؛ در ‌سال‌های آغاز جنگ تا اواسط دهۀ شصت، جنبه‌های بلاغی، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. این پژوهش به دنبال پاسخ برای این پرسش است که آیا ‌شیوه‌های تصویرگری غزل انقلاب و جنگ و عواطف حاکم بر آن، درتمام ‌سال‌های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1395 یکسان بوده یا اگر تغییراتی داشته چه ارتباطی با شرایط سیاسی اجتماعی و عواطف حاکم بر جامعه داشته‌است. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در این گونه غزل، در آغاز و بنا به شرایط جنگی کشور، محتوا مقدم بر دیگر عناصر است امّا با گذشت زمان، هم‌چنان که احساسات، عواطف و شرایط سیاسی جامعه تغییرمی‌کند؛ نگاه شاعران نیز متفاوت می‌شود و با راه‌یافتن عواطف، اندیشه‌ها و مضامین جدید به غزل، تصاویر و شگردهای تصویرگری نیز تغییرمی‌کند؛ به‌ طوری که در آغاز، نقش نمادهای قراردادی، اضافه‌های‌تشبیهی و استعاری، پررنگ‌تر است امّا در ‌سال‌های بعد، این دو آرایه از شکل فشرده به گسترده تغییرمی‌یابند؛ تشبیهات ذهنی نیز وارد تصویر می‌شود؛ نمادهای تازه، جای نمادهای قراردادی را می‌گیرد؛ غیر از آرایه‌های مذکور، ‌آرایه‌های دیگری نیز در تصویرسازی استفاده می‌شود و شاعران با استفاده از ‌نوآوری‌های زبانی، ‌شیوه‌های تازۀ دیگری از جمله استفاده از عناصرغیربلاغی را هم به تصویرسازی غزل وارد ‌می‌‌کنند.