اثبات معناداری گزارههای تشبیهی سورۀ بقره با تکیه بر نظریات فلسفۀ زبان مطالعه موردی: فلسفۀ زبانی ویتگنشتاین
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30479/lm.2025.20836.3772چکیده
قرآن به عنوان یک کتاب، دارای گزاره است. بررسی معناداری این گزارهها یکی از وظایف «فلسفۀ زبان» است. از گرایشهای این فلسفه در قرن معاصر که معناداری گزارههای دینی را بررسی میکند، فلسفۀ زبان ویتگنشتاین است. او دو نظریۀ «ویتگنشتاین متقدم» و «ویتگنشتاین متأخر» را پیرامون معناداری گزارهها ارائه داد. تشبیه از گزارههای پر بسامد و یکی از اسالیب پرکاربرد بلاغی است که برای اهدافی مختلف در قرآن بیان شده است. باتوجه به کثرت تشبیهات قرآن، پژوهش حاضر با روشی توصیفی _ تحلیلی و با رویکردی آماری، سعی در بررسی گزارههای منتخب تشبیهی سورۀ بقره با تکیه بر نظریات ویتگنشتاین دارد. درپایان مشخص شد که از هفت تشبیه منتخب سورۀ بقره، طبق نظریۀ ویتگنشتاین متقدم، تنها مشبهبهها معنادار است؛ چرا که مشبهها همگی غیرملموس و مشبهبهها که رکن اصلی و تعریفی هستند، قابل آزمودن تجربی بودند. طبق نظر ویتگنشتاین متأخر نیز همگی گزارهها با معنا است، با این تفاوت که این معناداری دوسویه است؛ یک آنکه از جهت وجود در بازیهای زبانی معنادار است و دوم آنکه برای هر گویشور، حتی غیر اهل زبان دین نیز معنادار محسوب میشود. به عبارت دیگر حتی درصورت انکار این گزارهها، رد معنادار بودن آنها غیرممکن است. قرآن نیز طوری تشبیهات را وصف کرده، که با طبیعت انسانی همسو بوده و متعلق به عصر خاصی نمیباشد.