تحلیل طرحوارة حرکت افقی در اشعار پایداری دهة شصت
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.22103/jrl.2025.24446.3001چکیده
طرحوارۀ حرکت افقی، مفهومسازیِ استعاری بر پایۀ تجربۀ بدنمندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر میشود و موقعیتهای انتزاعی را بهمثابۀ حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم میکند. این طرحواره در اشعار پایداری دهۀ شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را بهمنزلۀ یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو بهجلو نشان میدهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سرودههای دارای طرحوارۀ حرکت افقی است. اطلاعات بهشیوۀ کتابخانهای جمعآوری میگردد و نمونههای استخراجشده بعد از طبقهبندی موضوعی بر پایۀ مبانی استعارۀ مفهومی تبیین خواهندشد. استعارۀ مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی بهمثابۀ فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال دربارۀ حوزۀ عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزههای انتزاعی بهکار میبرد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعارۀ مفهومی «وطن بهمثابۀ ردّپا» در سه نقطۀ مبدأ، مسیر و مقصد، مکانمند و جهتمند میشوند؛ به این صورت که حرکتِ پیشروندۀ ملّت از نقطۀ «من» شروع میشود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته میکند به نقطۀ «ما» میرسد. استعارۀ «من-ما» در یک خوانش رویدادمحور با ارزشگذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت میانجامد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کلاناستعارۀ «شهادت راه ابدی است» تعالی را بهصورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزشگذاری میکند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را بهمثابۀ مسافتِ طیشده نشان میدهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، بهمثابۀ مسافتِ پیشِرو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی میشود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را بهمثابۀ «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان میدهد.