مبانی پایداری در آثار منثور وکنش گری های سیاسی ملک‌الشعرا بهار

نویسندگان

1 گروه تاریخ دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 عضو هیئت علمی _ دانشگاه شهید باهنر

doi
10.22103/jrl.2025.24465.3003
چکیده

ملک‌الشعرا بهار، از ابتدای مشروطیت به جرگۀ آزادی‌خواهان پیوست. از ابتدای تحوّلات مجلس دوم، به امر روزنامه‌نگاری پرداخت. در عمرکوتاه‌مدّت مجلس سوم، برای نخستین‌بار به نمایندگی مجلس انتخاب‌گشت و در تحوّلات ایران، از جنگ جهانی اوّل تا به سلطنت رسیدن پهلوی اوّل در عرصۀ سیاست ایران ،حضوری فعّال به‌هم رسانید. او متأثر از فضای سیاسی پرالتهاب زمانه، به تبعیت از مضامین فکری مشروطه، به مبارزه با استعمار و ممانعت از رشد استبداد در کشور پرداخت. در این میان به‌جز عرصۀ شاعری، در جایگاه روزنامه­نگار، نمایندۀ مجلس و فعّال سیاسی، به مقولۀ مقاومت و پایداری نیز توجّه داشت. پژوهش حاضر، برآن است تا با روش تاریخی و با رویکرد تحلیلی-توصیفی به بررسی جلوه‌های گوناگون مبانی پایداری در آثار منثور با تأکید برکتب تاریخی، روزنامه، مذاکرات مجلس و کنش­گری‌های سیاسی ملک‌الشعرا بهار بپردازد. نتایج تحقیق، نشان‌می‌دهد که در تمامی آثار و فعالیت­های سیاسیِ بهار، مصادیق فراوانی چون مقابله با حکومت استبدادی، بیان جنایت‌ها و بیدادگری‌های عوامل حکومت پهلوی اوّل، دعوت به مبارزه و مقابله، عدم همراهی و همکاری با حکومت غاصب و بیگانه‌ستیزی، مبرهن است. تمامی موارد یادشده، بازگوکنندة جلوه‌هایی از ادب پایداری در آثار منثور و رویۀ سیاسی ملک‌الشعرا بهار است.