بررسی"همه چیزهایی که نگفتیم" اثر مارک لوی از منظر جغرافیای ادبی و نقشه نگاری

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.48308/clls.2024.234546.1230
چکیده

جغرافیای ادبی ادبیات را محور اصلی قرار می‌دهد و جغرافیا و مکان‌های ادبی را در ارتباط با هم بررسی می‌کند. این جنبه نقد مضمونی و جغرافیای ادبی با رویکرد کولو می‌کوشد رابطه بین ذهن نویسنده و ذهن خواننده را بررسی کند؛ زیرا معتقد است بیرون درون را روایت می‌کند. در این پژوهش از نظرات کولو بهره گرفته‌ایم تا شاهد استحاله شهر باشیم که توانایی تغییر زندگی قهرمان داستان را دارد. در واقع این متد معتقد است که بررسی جغرافیای متن، دسترسی و درک جهان متن را ساده می‌کند، ولی در انتها خواهیم دید علاوه بر این، شهر همتای قهرمان حضور فعال دارد، این جغرافیاست که داستان را به سمت گره گشایی پیش می‌برد و حل گره داستان بدون تغییر جغرافیایی ناممکن است. لوی در این کتاب داستان زندگی دختری را به تصویر می‌کشد که پدرش او را از مردی که دوست می‌داشته، جدا کرده و هم او، بیست سال بعد موجب به‌هم رسیدن دو دلداده می‌شود. وصال، دقیقا از همان مسیری میسر است که فراق در آن رخ داده است. در واقع سیر داستان و گره‌گشایی آن بسیار وامدار مکان است. تکامل درست از همان مسیر تخریب امکان‌پذیر است. در این پژوهش همچنین به بررسی نقشه نگاری و جغرافیای زیسته قهرمان خواهیم پرداخت.