الاستلزام الحواری فی القرآن الکریم على ضوء نظریة غرایس سورة الإنسان أنموذجاً
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترا رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران
3 عضو هیات علمی دانشگاه تهران
doi
10.30479/lm.2023.17799.3452چکیده
گفتمانی گرایس تفسیر صریحی از توانایی گوینده ارائه می دهد مبنی بر اینکه بیشتر از آنچه می گوید، بیان کند؛ در اغلب گفتگوها، معنای تخاطبی، بیشتر از معنای حرفی کلام گوینده را اقتضا میکند بدین گونه که گوینده در کلام خود، به مهارت های زبانی در بیان غرض اتکا کرده از طریق شگردهایی که از آنها در کلام خود استفاده می کند. الزام گفتمانی در صدد این است که رمز زبانی و ماورای کلام را کشف کند تا به غرض گوینده از کلام دست یابد. بر روش توصیفی- تحلیلی اتکا کرده ایم که برای این پژوهش علمی مناسب است و به ما این امکان را می دهد که حقایق را آشکار و توصیف و تحلیل و تفسیر کنیم. لذا در همین راستا، در بخش نظری، به مفهوم الزام گفتمانی و اصل همکاری و شروط آن پرداخته ایم و در بخش تطبیقی این نظریه بر روی آیاتی از سوره مبارکه انسان پیاده سازی کردیم. نتایجی که این پژوهش بدان دست یافت، این است که طی تحلیل آیات سوره مبارکه انسان مشخص گردید که این آیات معنای حرفی دارند که در امر، نهی، وابلاغ خبر بارز است و معنای گفتمانی نیز دارند که در نصیحت کردن، وعده و هشدار دادن، توبیخ و تشویق کردن و چالش کشیدن مخاطب نمایان است.