پیشبینی اهمالکاری دانشجویان دانشگاه تهران بر اساس سبکهای دلبستگی: با نقش میانجی شرم
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری، سنجش و اندازهگیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
3 استادیار، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
doi
10.30473/sc.2025.74122.3057چکیده
پژوهش حاضر به بررسی نقش سبکهای دلبستگی (ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی با میانجیگری شرم پرداخته است. این پژوهش توصیف همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن را 200 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران شامل 121 زن و 79 مرد تشکیل دادند که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سبک دلبستگی بزرگسالان (هازن و شیور، 1987)، احساس شرم (کوهن و همکاران، 2018) و اهمالکاری تحصیلی (سولومون و راثبلوم، 1984) استفاده شد. دادهها با بهرهگیری از مدل معادلات ساختاری (SEM) و با نرمافزار JASP تحلیل گردید. نتایج نشان داد که دلبستگی دوسوگرا تأثیر معناداری بر شرم و اهمالکاری تحصیلی دارد (P < 0.01)، اما سبکهای دلبستگی ایمن و اجتنابی ارتباط معناداری با شرم و اهمالکاری نداشتند .(P > 0.05) همچنین، نتایج نشان داد که شرم رابطه مثبت و معناداری با اهمالکاری تحصیلی دارد (P < 0.05)، اما نقش میانجی آن در رابطه بین سبکهای دلبستگی و اهمالکاری تأیید نشد. این امر میتواند ناشی از محدودیت حجم نمونه و استفاده از ابزارهای خودگزارشی باشد که توان شناسایی اثرات غیرمستقیم را کاهش میدهند. مدل پژوهش توانست 21 درصد از واریانس شرم و 23 درصد از واریانس اهمالکاری را تبیین کند. این یافتهها نشان میدهند که افراد با دلبستگی دوسوگرا به دلیل حساسیت بیشتر به تأیید اجتماعی، بیشتر در معرض تجربه شرم و اهمالکاری تحصیلی قرار دارند. این نتایج میتوانند در طراحی مداخلات روانشناختی و آموزشی برای کاهش اهمالکاری دانشجویان و بهبود عملکرد تحصیلی آنها مؤثر باشند.