مساله آگاهی در عصر متامدرن؛ بازنگاهی بر رمان ساعتهای استخوان نوشته دیوید میچل
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
3 دپارتمان زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
doi
10.48308/clls.2024.230865.1183چکیده
این مقاله بر آن است تا به بررسی مساله آگاهی در رمان ساعتهای استخوان نوشته دیوید میچل به عنوان رمانی متامدرنیستی نشسته و به تبیین آن در عصر متامدرن بپردازد. به طور مشخص، این مقاله در ابتدا به تعریف آگاهی پرداخته و خصوصیات مساله آگاهی در دوره جدید را بررسی میکند. سپس با شناخت برخی خصوصیات مدرنیستی و پسامدرنیستی اثر مورد پژوهش به عنوان رمانی متامدرنیستی، نشان میدهد چطور برخی عناصر متامدرنیستی، خصوصاً در مساله آگاهی، تغییریافته عناصر مدرنیستی است و تا چه اندازه این عناصر میان اعصار مدرن و پسامدرن در نوسان هستند. در نتیجه بازخوانی این رمان با دیدی متامدرنی، نگارندگان اثبات میکنند که از آنجا که با توجه به شناخت از رفتارهای قبلی فرد میتوان به پیشبینی رفتارهای آتی او رسید، به سادگی میتوان به انتخابهای او نیز آگاهی پیدا کرد، به همین جهت آگاهی در شخصیتهای این رمان تلقین شده است. در این مقاله، مساله آگاهی به عنوان محور بررسی قرار دارد و نویسندگان بر آن هستند تا با به چالش کشیدن نظریه متامدرن نتیجه بگیرند که در این عصر آگاهی از پیش تعیین شده، اختیاری، و تلقین شده است.