بررسی مفهوم آلوده‌انگاری ژولیا کریستوا در آشغالدونی اثر غلامحسین ساعدی

نویسندگان

1 دانشگاه گیلان

2 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه گیلان

doi
10.48308/clls.2024.235102.1238
چکیده

هدف جستار حاضر بررسی بازنمایی امرِ آلوده در آشغالدونی غلامحسین ساعدی است. چارچوب نظری این پژوهش برگرفته از قدرت‌های وحشت اثر ژولیا کریستوا است، که محوریت مفهوم امرِ آلوده را در هویت سوژه سخن‌گو شرح می‌دهد. کریستوا بر این باور است که امرِ آلوده طغیانی علیه امرِ نشانه‌ای و مؤکد تأثیر بدن مادر بر شکل‌گیری هویت سوژه است؛ از سوی دیگر، امرِ نمادین بیانگر زبان، فراخود، جامعه، و قانون است. پرسش‌های محوری این پژوهش عبارت‌اند از: مصادیق امرِ آلوده در شخصیت‌ها و جامعه آشغالدونی چه هستند؟ شخصیت‌ها چگونه از خود آلوده زدایی می‌کنند؟ در پاسخ به این پرسش‌ها، نفش‌مایه‌های اصلی آشغالدونی معرفی می‌شوند و با استفاده از تقابل بین محرک‌های مرتبط با غرایز و مرگ در سوژ‌ه آلوده، مصادیق امرِ آلوده و واکنش شخصیت ها به آن و نیز امرِ نمادین بررسی می گردد. این تحقیق نشان می‌دهد که جامعه آشغالدونی مملو از مؤلفه‌های آلوده‌ساز است و امرِ نشانه‌ای با محرک‌های مرتبط با مرگ سازوکار امرِ نمادین را مختل مس‌سازد. جامعه به‌مثابه امرِ نمادین، برای حفظ یکپارچگی خود با استفاده از زبان، سوژه‌ای را که نتواند میل آن به قدرت را برآورده ‌سازد، با آلوده سازی و سرکوب به حاشیه می‌راند و سوژه مطرود به واسطه امرِ آلوده و ارتکاب جرم تلاش می‌کند ضمن ستیز با امرِ نشانه‌ای و زیر پا گداشتن تابوهای آن از خود آلوده زدایی کند تا در بطن جامعه باقی بماند. با این حال، شخصیت‌های الوده انگاشته شده نمی‌توانند از خود آلوده زدایی کنند و طبق معیارهای امرِ نمادین، همچنان تبهکار باقی می‌مانند.