تحلیل کهن‌الگوی‌ «سایه» در دیوان ملامح من الوجه الامبیذوقلیسیّ محمد عفیفی مطر

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 عضو هیات علمی،گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.30479/lm.2024.19090.3575
چکیده

اصطلاح کهن‌الگو نزد یونگ به تمایلات ساختاری نهفته‌ای اطلاق می‌شود و گویای محتویات ناخودآگاه جمعی است که در طول سالیان متمادی از طریق تراکم تجربیات روانی در ضمیر ناخودآگاه بشر تکوین یافته‌ است و برای روان شخصیتی هر انسان، کهن‌الگوهای بسیاری از جمله: نقاب، سایه، آنیما، آنیموس و خود تعریف نموده است که از میان آنها سایه به عنوان ریشه‌دارترین کهن‌الگو، نقش به‌سزایی در بهسازی شخصیت ایفا می‌کند و عموماً به افکار پلید و غرایز حیوانی فرد اطلاق می‌شود که آن را از دیگران پنهان می‌کند. این کهن‌الگو از وجوه مشترک بسیاری از انسانها به‌ویژه شاعران به شمار می‌رود و در شعر، نمود عینی‌تری دارد، و بررسی آثار ادبی از دیدگاه یونگ موجب ظهور رویکردهای نقد کهن‌الگویی گردید و عرصه‌ی جدیدی را در تحلیل و نقد متون ادبی، پیش ‌چشم محققان گشود. در این جستار دیوان"ملامح من الوجه الامبیذوقلیسیّ"محمد عفیفی مطر؛ مطابق کهن‌الگوی سایه‌ی یونگ و با روش تحلیل و نقد توصیفی در بوته‌ی نقد قرار می‌گیرد تا روشن شود این اشعار تا چه اندازه با این کهن‌الگو انطباق دارد. برایند پژوهش نشان می‌دهد که سایه‌های صاحبان قدرت و متملقان مقام‌پرست به صورت قساوت، خیانت و ... و سایه‌‌های مردم و جامعه به شکل انکار، انتقام و ... عینیت یافته است و بیشتر جنبه‌های منفی این کهن‌الگو در اشعار این شاعر، خودنمایی می‌کند و برای چگونگی گذر از تبعات منفی این کهن‌الگو، راه حل عملی ارائه نمی‌شود؛ بلکه بیشتر در حد بیان موضوع، بسنده شده است.