تحلیل تطبیقی مؤلّفههای مشترک ادبیات سلحشوری و پایداری در کتب درسی دورۀ متوسطۀ دوم طی دهههای( 80 و 90)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
10.22103/jrl.2024.4655چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی مؤلفههای مشترک ادبیات سلحشوری و پایداری در کتب فارسی متوسّطه دوم طی دهههای ۸۰ و ۹۰ انجام شدهاست. جامعۀ آماری این پژوهش شامل چهار عنوان کتاب فارسی دهم، یازدهم، دوازدهم و پیشدانشگاهی به همراه تغییرات و تحولات آنها در طی بیست سال است. یافتهها نشان میدهد که این دو گونه ادبی، علیرغم تفاوتها، دارای وجوه مشترکی هستند و نقش کلیدی در انتقال مفاهیم والای مقاومت، ایثار و دفاع از ارزشهای ملّی و دینی ایفا میکنند. همچنین برای دفاع مشروع در برابر ظلم، بر رویکرد حقیقتجویانه تأکید دارند. دو عنصر ستیز یا تابآوری در برابر هر نوع اعمال قدرت نامشروع، در ذات آنها نهفته است و دو مقولۀ ستیهندگی و عشق و ستیهندگی و ایمان جزء فصل ذاتی آنها به حساب میآیند. ادبیات سلحشوری در کتابهای درسی توانستهاست دو عنصر ملّتساز یعنی تاریخ و زبان را متّحد و یکپارچه نگه دارد؛ بهطوری که روایتهای شاهنامه در کتابهای درسی یکدیگر را نقض نکردهاند؛ بلکه مکمل هم بودهاند. ادبیّات پایداری نیز امروزه توانستهاست در کتابهای درسی یکپارچگی سیاسی و جغرافیایی ایران و یکپارچگی اقوام ایرانی را با دستاوردهای خود حفظ نماید. بررسیها نشان میدهد که سه اتّفاق مهم در کتابهای درسی رخ دادهاست. اتّفاق اوّل این است که با همسویی ادبیّات سلحشوری و پایداری از ملّیگرایی ادبیّات سلحشوری کاستهشده و بر ظلم و استبدادستیزی آن تأکید بیشتری شدهاست. اتّفاق دوم این است که در تغییر و تحولات کتب درسی از حجم ادبیات سلحشوری کاستهشده و بر حجم ادبیّات پایداری افزوده شدهاست. اتّفاق سوم این است که با مطرح شدن موضوعات جدید، ادبیّات سلحشوری مانند بهشت گمشده، نمود و جلوۀ خود را از دست دادهاست. پیشنهاد میشود وزارت آموزش و پرورش با تشکیل کارگروهی از نخبگان حوزههای ادبیّات، علوم تربیتی و برنامهریزی درسی، گامهای مؤثرتری را در راستای غنیسازی و تعدیل محتوای کتب فارسی دورۀ متوسّطه دوم بردارد و با کاستن از یکسویی و یکجانبهگرایی در تقویت مؤلفههای مشترک ادبیّات سلحشوری و پایداری بکوشد.