تحلیل گفتمان انتقادی تبلور آزادی در اشعار خلیلالله خلیلی و احمد شوقی بر اساس نظریۀ فرکلاف
نویسندگان
1 گروه ادبیات عربی، دانشکده زبان دانشگاه یزد، یزد
2 دانشجوی رشته زبان و ادبیات عربی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه یزد
3 عضو هیئت علمی دانشگاه یزد
4 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه یزد
doi
10.22103/jrl.2024.4643چکیده
آزادی، تحفهای الهی است و حس آزادی و آزادیخواهی در ضمیر بشر نهفته است. خلیلالله خلیلی و احمد شوقی دو شاعر برجستۀ ادبیات فارسی و عربی در طول زندگی خود، متحمل مرارتهای زیادی شدهاند. آن دو برای آزادی میهن خود با سلاح شعر به مقابله با استعمارگران برخاسته و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکردهاند. این پژوهش قصد دارد تبلور آزادی را در اشعار این دو شاعر بهگونۀ توصیفی–تحلیلی و از منظر تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با استفاده از دادههای مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی نماید و به کاربرد واژگان، ساختارهای دستوری، بیان بافت موقعیتی، مشارکان، گفتمانهای موجود، بینامتنیت و ایدئولوژی پنهان بپردازد. یافتههای این پژوهش حاکی از آنست که دو شاعر برای بیان هدف خویش، با پرهیز از پیچیدگیهای کلامی از واژگانی ساده و روشن بهره بردهاند. گفتمانهای فعال در این اشعار، گفتمان میهنی، مبارزان و شهیدان، زنانه و متقابل است. واژگان و تعابیر بهکار رفته در این اشعار، دارای بار ایدئولوژیک است. دو شاعر از این طریق سعی کردهاند در راستای بصیرتافزایی هموطنان، بیداری جامعه، تقویت حس مبارزه با استعمارگران در بین مردم و بیان اهمیت و جایگاه آزادی گامهای اثرگذاری بردارند. گفتمان اشعار دو شاعر، بیانکنندۀ تلاش آن دو برای سهیم شدن در مبارزه با استعمار است.