تحلیل تطوّر عرفانی شخصیت «ارمیا» در رمان‌های رضا امیرخانی با تکیه بر نقش آیات قرآن کریم

نویسندگان

1 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 دانشگاه علوم و معارف اسلامی قم، دانشکده علوم قرآنی کرمانشاه

3 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

doi
10.22103/jrl.2024.4645
چکیده

«ارمیا» شخصیتی تکراری در آثار رضا امیرخانی است که در دو رمان «ارمیا» و «بیوتن» شخصیت اصلی داستان بوده و در رمان «رهش» نیز حضوری تاثیرگذار دارد. در این مقاله که با کاربست روش توصیفی تحلیلی تدوین شده است، سیر تطور شخصیت عرفانی ارمیا مورد کندوکاو قرار گرفته و به این پرسش­ها پاسخ داده می­شود که شخصیت ارمیا با کدام یک از مسلک­های عرفانی قابل تطبیق است؟ و آیات قرآن کریم چه تاثیری بر روند این تطور عرفانی گذاشته­اند؟ بر این مبنا نخست نحوۀ سلوک شخصیت ارمیا در رمان­های یاد شده به صورت جداگانه بررسی شده و سپس حرکت طولی این شخصیت در هر سه رمان ارزیابی می­گردد. سلوک عرفانی شخصیت ارمیا با اعزام به جبهه آغاز می­شود. در رمان ارمیا سنگر کارکردی همچون خانقاه دارد و فضای معنوی جبهه نردبان عروج ارمیا است. در این رمان ارتباط بین ارمیا و دوست شهیدش، رابطه شمس و مولوی را تداعی می­کند. همین رابطه در بیوتن، به رابطه موسی و خضر، قابل تعمیم است. در مجموع هر سه رمان نیز، تحول روحی ارمیا حرکتی طولی دارد که آن را می­توان بر اساس اسفار اربعه تطبیق داد. در تمام این موارد آیات، اشارات، معانی و مفاهیم قرآنی نقشی بسزا و کارکردی بنیادین در شکل‌گیری و تطوّر شخصیت عرفانی ارمیا دارند.