پهلویسم: ایدئولوژی رسمی دولت محمدرضا پهلوی در دهه‌های 1340 - 1350 ش.

نویسندگان

1 دانشیار تاریخ ایران دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکترای تاریخ ایران دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر تحلیل ایدئولوژی دولت در عصر پهلوی دوم است، این که این ایدئولوژی از کدام بنیادها و عناصر اساسی شکل گرفت و کارکردهای بنیادین آن تا چه حد در زمینۀ بازآفرینی مشروعیت حکومت از توفیق برخوردار بود. روش/ رویکرد پژوهش: این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایۀ منابع کتابخانه‌ای، موضوع را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد که در دهۀ چهل و پنجاه، حکومت، برای ایدئولوژی‌سازی، از عناصری چون انقلاب سفید، ناسیونالیسم شاهنشاهی، عرفی‌گرایی، شبه‌بومی‌گرایی، شبه‌مذهب‌گرایی و شبه‌دموکراسی‌خواهی بهره می‌گرفت. کارآیی این ایدئولوژی، در تقویت مشروعیت دولت و رفع بحران آن به ‌علت عدم انطباق آن با شرایط بیرونی جامعه و تحولات جهانی و همچنین عدم تناسب و ناسازگاری درونی عناصر گوناگون و ناهمساز آن قرین موفقیت نبود. دولت پهلوی در شرایطی بر ناسیونالیسم تأکید می‌کرد که دوران ناسیونالیسم به سر آمده بود. از سوی دیگر، عناصر تشکیل‌دهندۀ ایدئولوژی دولت مانند انقلاب سفید، ناسیونالیسم شاهنشاهی، مذهب‌گرایی و عرفی‌گرایی در تناقض با یکدیگر قرار داشتند.