تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی: نقش واسطه‌ای پردازش هیجانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2 استاد گروه روانشناسی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

doi
10.30473/sc.2024.71437.2983
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی بین تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی با نقش واسطه‌ای پردازش هیجانی بود. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه‌ آماری پژوهش را تمامی دانشجویان شهر تهران تشکیل می‌داد که از این جامعه تعداد 270 نفر از دانشگاه الزهرا (س) با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه تجارب آسیب‌زای دوران دوران کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003)، پرسشنامه مهارت‌های اجرایی (استریت و همکاران، 2019) و مقیاس پردازش هیجانی (باکر و همکاران، 2007) استفاده گردید. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری با کمک نرم‌افزار Amos24 و SPSS22 تحلیل شدند. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن بود که رابطه بین تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی معنادار است. همچنین مدل نقش میانجی پردازش هیجانی در رابطه بین تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج بوت استرپ نیز حاکی از تاثیر تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی بر کارکردهای اجرایی از طریق نقش میانجی پردازش هیجانی بود. در نتیجه میتوان گفت که متغیر پردازش هیجانی نقش واسطه‌ای معناداری در رابطه بین تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی و کارکردهای اجرایی دارد. بنابراین لازم است که از طریق اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در زمینه پیامدهای شناختی منفی تجارب آسیب‌‌زای دوران کودکی در جهت پیشگیری یا مداخله زودهنگام در این زمینه اقدام کرد.