جستار توصیفی و ادبی در باب ایدئولوژی سیاسی و فاشیستی ویندم لوئیس در هیتلر (1931)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، دانشکده ادبیات و زبان خارجی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، البرز، ایران
doi
10.48308/clls.2024.236133.1251چکیده
جستار حاضر به بررسی توصیفی و ادبی مبتنی بر نظریههای فاشیستی ناتان وادل و آلن مونتون ، به ایدئولوژیهای سیاسی و فاشیستی نهفته در رمان سیاسی هیتلر (1931) اثر ویندم لوئیس (پس از سفر او به آلمان در نوامبر 1930) میپردازد. لوئیس، یکی از شخصیتهای کلیدی در ادبیات مدرنیسم اوایل قرن بیستم، تصویر پیچیدهای از آدولف هیتلر (همسویی او با آرمانهای فاشیستی و حمایت اولیهاش از آدولف هیتلر) را در رمان خود ارائه میکند که بحثهای مهمی را در میان محققان در مورد زیربنای ایدئولوژیک آن برانگیخته است. این تحقیق با بررسی متن از طریق چارچوبهای انتقادی (گفتمان نقد ادبی فاشیستی) وادل و مونتون به دنبال کشف دوگانگی و تناقضات در تصویر لوئیس از آدولف هیتلر و فاشیسم است. تحلیل وادل شیفتگی متضاد لوئیس به فاشیسم را به عنوان پاسخ و انتقاد از شکستهای لیبرال دموکراسی را برجسته میکند، در حالی که مونتون با تأکید بر تنشهای هنری و فکری در آثارش، درک دقیقی از درگیری لوئیس با استبداد ارائه میدهد. از طریق این رویکرد ترکیبی، هدف این مطالعه ارائه درک جامعی از ابعاد سیاسی و ادبی هیتلر (1931) است که رمان بحثبرانگیز لوئیس را در چارچوب وسیعتر ادبیات مدرنیستی/سیاسی و مبارزات ایدئولوژیک اوایل قرن بیستم قرار میدهد.