بررسی کارکرد روایی پیرامتن و نویسنده-راوی در رمان حمایل چپ نوشته ولادیمیر ناباکوف

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی- گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.48308/clls.2024.236623.1259
چکیده

در روایت‌پژوهی بلاغی عناصر پیرامتنی از قبیل دیباچه، پیشگفتار، و مقدمه که نه تنها بر روابط بین نویسنده و خواننده بلکه بر نحوه قرائت خوانندگان تأثیر می گذارند مورد توجه ویژه قرار می‌گیرند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریات جیمز فلن و پُل داوسون اهمیت حضور مستقیم مؤلف در متن و پیرامتن (مقدمه)، روایت‌گری نویسنده آشکار، و ماهیت نظرات مداخله‌گرایانه راوی-نویسنده در رمان حمایل چپ (۱۹۴۷) نوشته ولادیمیر ناباکوف را مورد بررسی قرار می‌دهد. در حمایل چپ آدام کروگ، استاد برجسته فلسفه علی‌رغم تلاش برای دور ماندن از آشفتگی‌های سیاسی، به دلیل علاقه وافر خود به فرزندش به کانون مداخلات حزب اکویلیست تبدیل می‌شود و در نهایت فردیت خود را از دست می‌هد. درحقیقت، با این بررسی، درپی یافتن پاسخ به دو پرسش هستیم: (۱) ادعاهای مطرح شده توسط ناباکوف در پیرامتن (مقدمه) رمان، درصورت مفروض پنداشته شدن، چگونه خوانش‌های انتقادی پژوهشگران را تحت الشعاع قرار خواهند داد و (۲) نویسنده-راوی در این رمان چه نقشی ایفا می‌کند؟ یافته‌های این بررسی نشان می‌دهند که حمایل چپ روایت‌گر عدم موفقیت کنشگری فردی در مقابل یک نظام‌ سیاسی تمامیت‌خواه است که در آن نویسنده-راوی، با جنون بخشی به شخصیت اصلی، او را نسبت به وجود دنیایی متعالی خارج از جهان داستان آگاه می‌سازد.