بررسی مقابلهای ادبیات جنگ و ادبیات ضد جنگ با استناد به دفتر خاطرات جنگ در طوفان فولاد اثر ارنست یونگر و رمان ضد جنگ در غرب خبری نیست اثر اریش ماریا رمارک
نویسندگان
1 دانشگاه تهران. استادیار دانشکده زبانها
2 دانشیار دانشکدة زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، ایران
doi
10.48308/clls.2024.232467.1197چکیده
اگرچه پس از جنگ جهانی اول، "ادبیات جنگ" و "ادبیات ضد جنگ" در ادبیات آلمان بهعنوان دو ژانر ادبی متمایز از یکدیگر از جایگاه ویژهای برخوردار هستند، باوجود این هنوز به هر اثر ادبی که موضوع آن جنگ باشد، عنوان "ادبیات جنگ" نیز اطلاق میگردد، حال چه نگاه نویسنده به پدیدۀ جنگ مثبت باشد و یا منفی. این نوشتار بدنبال پاسخ به این سؤال است که آیا بکارگیری مفهوم "ادبیات جنگ" برای آثار مربوط به جنگ، منعکس کنندۀ هویت سیاسی نویسندگان این آثار در باب پدیدۀ جنگ است؟ هدف این است که با بررسی مقابلهای در طوفان فولاد اثر ارنست یونگر و در غرب خبری نیست اثر اریش ماریا رمارک، ویژگیهای ادبیات جنگ و ضد جنگ را از درون این آثار استخراج کرده و این فرضیه بهعنوان یک دستاورد اثبات گردد که آثار ادبی مختلف در حوزۀ جنگ را برای بازتاب هویت سیاسی نویسندگان این آثار، باید در ارتباط تنگاتنگ با نگرش آنها در باب جنگ ارزیابی کرده و بر بستر این تفکر از آنها یا بهعنوان ادبیات جنگ و یا ضد جنگ یاد کرد.