اثربخشی انواع ادبی (نمایشنامه و روایت) بر بخاطرسپاری و ذخیرۀ شناختی: مورد توانش تولید گفتاری در کلاس زبان فرانسه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه، گروه تخصصی زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار و عضو هیئت علمی گروه تخصصی زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار و عضو هیئت علمی گروه تخصصی زبان فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.48308/clls.2024.236199.1250چکیده
در حوزۀ آموزش زبان، تقویت حافظۀ زبانآموزان یکی از مسائلی است که در مورد آن تحقیقات زیادی انجام شدهاست. ایفای نقش در تئاتر یکی از مؤثرترین ابزارها برای آموزش زبانهای خارجی است و تأثیر مثبتی برمکانیسم شناختی مغز و انگیزۀ ارتباطی دانشجویان دارد. با همین نگاه، در این پژوهش، میخواهیم به این مسئلۀ اصلی بپردازیم که چگونه ادبیات نمایشی میتواند تبدیل به محتوای آموزشی مناسبی جهت تسهیل فرایند یادگیری زبان فرانسه بهویژه در فاز بخاطرسپاری کلمات و عبارات مناسب در زمان مکالمه شود ؟ با توجه به گفت و گو محور بودن نمایشنامه و اینکه این نوع ادبی مجال بیشتری به تقابلهای کلامی شخصیتها میدهد فرضیۀ اصلی تحقیق بر امکان اثربخشی بیشتر نمایش در بخاطرسپاری و ذخیرۀ شناختی دانشجویان در زمان تولید گفتاری در مقایسه با نوع روایی، استوار است. در واقع، تغییر مثبت نگاه اساتید زبان فرانسه نسبت به استفاده از نمایشنامه در آموزش زبان، هدف اصلی ماست. برای تحقق این هدف، روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی خواهد بود. به این منظور، شرکت کنندگان در این مطالعه، گروهی54 نفره از میان دانشجویان لیسانس زبان فرانسه در دانشگاه علوم و تحقیقات را شامل میشوند که به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار اصلی پژوهش به کار رفته در این مطالعه نیز، مقیاس دانش واژگان VKS ، ارائه شده توسط وشی و پریبخت (1993) میباشد که روایی آن ثابت شدهاست. نتایج اصلی آزمون همپراش (F(1, 54) = 26.68, p = .000, Partial η2 = .344) (جدول 6) نشان میدهد که اختلاف معناداری بین میانگین گروه نمایشنامه و روایت در پسآزمون بعد از حذف اثر احتمالی پیشآزمون وجود دارد.