خوانش تطبیقی کارکردهای زبانی در اشعار پایداری جابر الجابری و محمد کاظم کاظمی با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی کرمانشاه ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی ،کرمانشاه، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22103/jrl.2024.22531.2916چکیده
عناصر سازهای فرآیند کلامی در پیام، به عنوان نقش یا کارکردهای متفاوتی ظاهر میشوند که ماهیت و ساختار کلام را شکل میدهند. نظریۀ ارتباطی، یکی از منسجمترین طرحهای کنش کلامی است که توسط رومن یاکوبسن فرمالیست و نظریهپرداز روس مطرح شده است. الگوی ارتباطی یاکوبسن با شش عامل شکلدهنده در یک کنش ارتباطی آغاز می شود. وجود سه عامل اصلی فرستنده، گیرنده و پیام و سه عامل فرعی زمینه، رمز و تماس در شکلگیری فرآیند ارتباطی ضروری است. جابر محمّد عباس الجابری(مدین الموسوی) از شعرای برجستۀ مبارز عراقی است. محمّدکاظم کاظمی شاعر مهاجر افغانستانی است که نقش برجستهای در رشد و بالندگی شعر مقاومت افغانستان داشته است. پژوهش حاضر بر آن است با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی کارکردهای زبانی گفتمان پایداری جابر الجابری و محمّد کاظم کاظمی با تکیه بر الگوی ارتباطی رومان یاکوبسن بپردازد تا با توجه به مؤلفههای ارتباطی در نظریۀ مذکور بتواند به خوانشی نوین از شعر پایداری این دو شاعردست یابد. یافتههای پژوهش بیانگر آنست که نحوۀ بهکارگیری کارکردهای ششگانۀ زبانی در شعر جابری و کاظمی با توجه به بافت و پیام شعریشان با هم متفاوت است. جابری و کاظمی در انتقال پیام پایداری و مبارزه به ترتیب أهمیت از نقش زبانی ارجاعی، عاطفی، ترغیبی و همدلی بهره بردهاند. کارکرد ارجاعی در شعر جابری و کارکرد عاطفی در شعر کاظمی، بارزترین کارکردهای زبانی بکار رفته در گفتمان پایداری این دو شاعر هستند.