تحلیل انتقادی گفتمان رمان لم‌یزرع براساس رویکرد فرکلاف

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهیدبهشتی

doi
10.22103/jrl.2024.22736.2928
چکیده

در ادبیات معاصر، مقارن با  جنگ ایران و عراق گونه‌ای به نام ادبیات دفاع مقدس در انواع و قالب‌های مختلف ازجمله «رمان» پدیدار شده و تا به امروز که چهار دهه از جنگ می‌گذرد، به رشد و ماندگاری خویش ادامه داده‌است. در رمان‌های دفاع مقدس، همسو با تغییراتی که در فرایندهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه صورت گرفته است، شاهد تحول تدریجی و پیدایش گفتمان‌های تازه‌ای هستیم. رمان لم‌یزرع محمدرضا بایرامی ازجملۀ این رمان‌ها است که با  طرح گفتمانی کاملاً متفاوت نسبت به آثار پیشین، در دهۀ نود به نگارش در آمده‌است. این جستار در پی آن است که با بازخوانش رمان لم‌یزرع در قالب رویکرد انتقادی نورمن فرکلاف به شیوۀ توصیفی-تحلیلی، گفتمان‌های موجود در آن را مورد کاوش قرار دهد و پاسخگوی این پرسش باشد که آیا گفتمان حاکم بر فضای داستان در خدمت حفظ روابط قدرت ایدئولوژیک در لایه‌های ساختار اجتماعی صورت‌بندی شده یا در جهت تضعیف و دگرگونی آن است. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که نویسندۀ رمان لم‌یزرع با بازنمایی تحولات ناشی از هژمونی گفتمان اعتدال در سطوح سیاسی- اجتماعی- فرهنگی جامعۀ ایران در دهۀ نود به‌ویژه تغییر در مرکز ثقل فرهنگی جامعه، درصدد انتقاد از نظام معنایی مسلط بر دوران جنگ و تضعیف روابط قدرت موجود در لایه‌های ساختار اجتماعی این دوره برآمده‌است. در این میان، مهم‌ترین مؤلفه‌ای که در گفتمان لم‌یزرع برجسته‌سازی شده و دیگر مؤلفه‌ها به حول آن مفصل‌بندی شده، اجتناب از ایدئولوژی‌های متعصبانه است که در هر شکل و در هر سطحی زایندۀ تنش و جنگ شناخته شده‌اند.­­