تاملی در مبانی نظری و ضرورتهای تاریخی نظریۀ مشروطۀ مشروعۀ شیخ فضلالله نوری
نویسندگان
1 استادیار فقه و حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
2 استادیار تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
چکیده
پیروزی انقلاب مشروطیت در عهد مظفرالدینشاه قاجار یکی از بزرگترین تحولات سیاسی و مذهبی تاریخ معاصر ایران به شمار میرود که طی آن، روحانیون شیعه، با ورود جدی به این نهضت، دورۀ نوینی از طرح نظریات مختلف دربارۀ ساختار سیاسی مشروطه را، با بهرهگیری از میراث فقه سیاسی شیعه، به وجود آوردند. در این میان، گروهی از روحانیون، با طرح مسئلۀ مشروطۀ مشروعه کوشیدند برای حفظ پیوند جامعۀ مسلمانان ایران با آیین اسلام و مقابله با نفوذ اندیشههای غربی، قرائت تازهای از اندیشۀ سیاسی تشیع دربارۀ معیارهای مشروعیت یا عدم مشروعیت نظام مشروطه ارائه دهند. شیخ فضلالله نوری یکی از برجستهترین این روحانیون محسوب میشود و اندیشههای فقهی او در باب نهضت مشروطیت ایران، در این مقاله مورد بررسی و تحلیل نظری و تاریخی قرار میگیرد. مسئلۀ اصلی مقالۀ حاضر این است که چرا و تحت کدام ضرورت دینی و تاریخی گروهی از روحانیون مشروطهخواه، و راس آنها شیخ فضلالله نوری، نهایتاً به مخالفت با نظام مشروطه روی آورده و با استفاده از فقه سیاسی شیعه به طرح نظریۀ مشروطۀ مشروعه پرداختند؟ در پاسخ به این سوال محوری، فرضیۀ اصلی مقالۀ حاضر، که با رجوع مستقیم به آثار شیخ فضلالله مورد بررسی قرار گرفته، این است که نوری با باور به وجود تضاد بنیادین میان نظام مشروطیت با مبانی اسلام به مخالفت با مشروطیت پرداخت و گستردگی اعتقاد وی به این امر باعث شد تا پای جان در مخالفت با مشروطیت ایستادگی کند و این موضوعی است که کمتر مورد توجه محققان تاریخ مشروطه و به ویژه مورخان مخالف نوری و موافق با مشروطیت قرار گرفته است.